خداوندى .
يكى از عرفاء شامخ - گويا أويس قرني - گوسفندانى ميچرانيد وگرگى از آنها نگهبانى ميكرد وهيچگاه از گوسفندان أو نمىخورد ، راهگذرى از أو پرسيد : از كي تا بحال گرگ با گوسفند از در آشتى درآمده است ؟ آن عارف در پاسخ گفت : از آنگاه كه من با خدا صلح كردهام . صاحب تفسير غرائب القرآن « 1 » ورغائب الفرقان مينويسد :
پيامبر أكرم ( ص ) فرمود : كسيكه كاغذى كه بر آن بسم اللّه نوشته شده از زمين بردارد وبقصد بزرگداشت نام حقتعالى آنرا در جايى نگهدارد كه زير پاى رهگذران نيفتد ؛ خداوند تعالى أو را در زمرهء صدّيقان قرار داده واگر پدر ومادرش مشرك باشند ، عذاب را از آنان برميدارد ؛ ونظام الدّين نيشابورى اين بخش وبخشهايى ديگر از تفسير خود را از تفسير كبير امام فخر رازي اخذ واقتباس كرده است ؛ وبايد هم آواى شاعر تازى زبان شد كه در اين معنى سروده است :
كانت لنفسي أهواء معرّفة * فاستجمعت إذ رأتك النّفس أهوائى
فصار يحسدنى ، من كنت أحسده * وصرت مولى الورى ، مذصرت مولايى
تركت للنّاس دنياهم ودينهم * شغلا بذكرك ، يا ديني ودنيايى
از مجارى أهل سنّت وجماعت وتشيّع نيز منقول است كه حضرت رسول أكرم فرمود : خداوند سورهاى را بمن نازل نمود كه بهيچ يك از أنبياء ورسل نازل نكرد ، واضافه فرمود كه خداوند تعالى بمن گفت : اين سوره - حمد - را بين خود وبندهام بدين نحو تقسيم كردهام كه نيمى از آن خاصّ بندهام ونيمى ديگر از آن من است . پس هرگاه بندهام بگويد :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
مرا بدو اسم رقيق خوانده كه يكى از آنها از ديگرى رقيقتر است ؛ زيرا رحيم رقيقتر از رحمان ميباشد ؛ وچون بگويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
مرا پروردگار جنّ وانس وملائكة وشياطين وبطور كلّى هرچيزى شناخته وبحمد وتمجيدم اقدام كرده است ؛ وآنگاه كه بگويد :
مالِكِ
يا ملك
يَوْمِ الدِّينِ
مرا ثنا گفته است ؛ زيرا بندهام شهادت داد كه كسى جز من مالك وملك روز جزا نيست ؛ وچون بگويد :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
يعنى خداوندا تنها ترا عبادت ميكنم وتنها از تو
هامش
( 1 ) - علّامه نظام الدّين ، حسن بن محمّد حسين قمّى النّيشابورى ، در حاشيهء تفسير جامع البيان محمّد بن جرير طبري المجلّد الأوّل ، الطّبعة الأولى ، بالمطبعة الكبرى ببولاق مصر ، سنة 1323 هجرى .