تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
فحش دهد ، ولذا نامه را با اسم خود آغاز كرد . 4 - نامه‌ها بنام بتها آغاز ميشده ، وسليمان در ابتداء آنرا بنام خود شروع كرد ، تا غيرعادى بودن نامه نسبت بنامه‌هاى ديگر معلوم وتوجّهى بيشتر بدان انجام گيرد وبالأخره با خواندن اسم اللّه تعالى كه معتاد بلقيس نبوده متوجّه وقوع امرى عظيم گردد ونامه را نخوانده از شدّت غضب پاره نكند . هركس وضوء خود را بدون بسم اللّه بگيرد ، تنها محلّ شستن أعضاء در وضوء پاك ميگردد ، در صورتيكه اگر با بسم اللّه آغازد ، تمامى أعضاء أو مطهّر وپاك ميگردند ، وچون وضوء بنام خدا موجب طهارت كلّ أعضاء بدن گردد ؛ پس ذكر نام اللّه از صميم قلب نيز موجب طهارت انسان از كفر ونفاق وبدعت ودر نتيجة پاكى كامل ظاهر وباطن ميشود . گويند برخى از مجوس از خالدين وليد آيتي از آيات الهى را خواستند وگفتند تو ما را به اسلام فراميخوانى ، پس آيتي بما بده تا با خواندن آن از هر گزندى إيمن مانيم ؛ پس خالد گفت طاسى از سمّ قاتل آوردند وبا خواندن بسم اللّه آنرا سركشيد وتمامى آنرا نوشيد ، وبه اذن الهى سالم ماند وكمترين ناراحتى عارض أو نشد ؛ در اينصورت مجوسان مسلمان شده وگفتند اين دين حقّ والهى است . عيسى بن مريم از قبرى ميگذشت وملائكهء عذاب را ديد كه مردهء داخل قبر را عذاب ميكنند ؛ پس بعد از رفتن وانجام كار خود ، در برگشتن ديد ملائكهء رحمت با طبقهايى از نور در آن قبرند ؛ ولذا در شگفت ماند واز خداوند سبب تبديل عذاب را بثواب درخواست كرد ؛ پس بدانحضرت وحى شد كه اى عيسى ، اين بندهء عاصى را بگاه جاندادن ، فرزندى در شكم همسرش بود كه بعدا بدنيا آمد ومدّتى گذشت تا بزرگ شد وبمكتب‌خانه رفت ومعلّم نوشتن بسم اللّه را بدو ياد داد ؛ وأو آنرا نوشت ؛ پس من شرم كردم كه فرزند بنده‌ام نام مرا برحمت رحماني ورحيمى ببرد ومن پدرش را معذّب دارم ، وبهمين دليل عذاب اين ميّت برحمت وثواب از سوى من مبدّل گرديد . عمرهء فرغانى زنى عارف بود واز أو پرسيدند ، چه حكمتى است كه زن جنب وحايض از خواندن نماز وقرآن ممنوع است ؛ در صورتيكه از بردن ونوشتن اسم اللّه ممنوع نيست ؟ ؛ أو در پاسخ گفت : زيرا تسميهء حقّ ذكر حبيب است وحبيب هرگز از ذكر نام خود مانع حبيب نميگردد . ديگر اينكه قرائت كلمهء رحيم در بسملة موجب رحمت در شش مورد قبر وحشر و