سورهء مزبور بدان آغاز ميگردد ، اتّفاق نظر داشته وابن عبّاس وابن مبارك وأهل مكّه مانند ابن كثير وأهل كوفه نظير عاصم وكسايى وغيره ، برآنند ، وبيشترين أصحاب شافعي ونيز قارئان مكّه وكوفه هم بر عقيدة ونظريّهء مزبورند ، واين قول از ابن عمر وابن زبير وأبو هريره وعطاء وطاووس وسعيد بن جبير وزهرى ومكحول وأحمد بن حنبل وإسحاق بن راهويه وأبو عبيد ، قاسم بن سلام نيز نقل گرديده است ؛ ومحمّد بن كعب وثوري نيز داراى همين نظريّه بوده وامام فخر رازي - أبو عبد اللّه ، محمّد بن عمر بن حسين قرشي ، طبرستانى أصل - كه داراى مذهب شافعي ومتكلّمى دانشمند وأصولي است ، در تفسير خود موسوم به « مفاتيح الغيب » وموصوف به « تفسير كبير » معتقد بنظريّهء مورد بحث ميباشد ، وچون اين مفسّر متكلّم در مبحث « مسائل مورد استنباط از سورهء فاتحة الكتاب » بجمع وتحقيق در آراء ونظريّات مربوط بجهر يا اخفات بسملة پرداخته وانصافا در استقصاء آن موفّق آمده است ، به آوردن آن از تفسيرش بسنده مىكنيم . امام فخر در مبحث « الحجّة الثّالثه » « 1 » گويد : آشكارا نمودن ذكر ونام خداوند تعالى دلالت براين دارد كه چنين ذكرى آلوده به انكار منكر أو نبوده وبدون ترديد خوشآيند عقل آدمي است ؛ واين معنى در شرع نيز مورد پسند ميباشد وحضرت رسول أكرم ( ص ) نيز فرمايد : « ما رآه المسلمون حسنا ، فهو عند اللّه حسن » وآنچه نيز اين سخن را تقويت ميكند اينستكه سرّ واخفاء هرچيز بلحاظ عيب ونقصان آن بوده وبهمين ملاحظه انسان باختفاء وپوشيدن آنچيز ميكوشد تا عيب مزبور بر كسى آشكارا نگردد ؛ امّا چيزيكه افادهء أنواع فخر ومباهات وفضيلت ومنقبت را ميكند ، چگونه عقل به إخفاء وكتمان آن اجازه ميدهد ؟ ! ؛ وبخوبى معلوم است كه هيچ منقبت وفخر ومباهاتى براي بندهء خدا برتر وكاملتر از ذكر خداوند تعالى وبردن نام أو بتعظيمى شايستهء الوهيّت أو نخواهد بود ؛ وبهمين جهت حضرت خواجهء كائنات وسرور ممكنات فرمود : طوبى لمن مات ولسانه رطب من ذكر الله وعلىّ بن أبي طالب عليه السّلام ميگفت : « يا من ذكره شرف للذّاكرين » وچگونه مرد عاقل را شايسته است كه در إخفاء وپوشيدن بسملة برخلاف كلام علىّ عليه السّلام سعى كند ، وبهمين دليل منقول است كه مذهب علىّ عليه السّلام جهر در بسملة بود ودر جميع نمازهاى جهرى واخفائى ، به آشكارا وبلند گفتن بسملة
هامش
( 1 ) - التّفسير الكبير للإمام فخر رازي ، دار الكتب العلميّة ، طهران ، الطّبعة الثّانية .