هر نمازى اعمّ از سرّى يا جهرى است . مالك بن أنس را در نخواندن بسملة در هر نمازى ، دو دليل وحجّت است : يكى اينكه بسملة داخل وجزء سورهء فاتحه نيست وگويد در حضور پيامبر أكرم نماز ميخواندم وأبو بكر وعمر وعثمان هم حضور داشتند وآنان نماز خود را بدون بسملة خوانده وتنها با حمد آغاز كردند وبسملة را در سورهء حمد وتوحيد نميخواندند ؛ وبهمين دليل مالك ميگويد ، منهم از آنها پيروى ميكنم . امّا شافعي را نيز در خواندن سورهء با بسملة در ابتداء آن دو حجّت است : يكى اينكه بسملة را جزء وداخل ونازل در سورهء فاتحه ميداند ، وديگر اينكه قرائت آن بوجوب در حديثي وارد است . گروهى از مسلمانان وعلماى آنها بر اين باورند كه بردن نام خداوند متعال در ابتداى هر كارى واز جملهء آنها خواندن نماز بطور « بإسمه » ويا « باسمك » ويا « اللّهم » مورد تأكيد وسفارش بوده ؛ چنانكه پيش از اسلام نيز در آغاز هر كار بنام بتها ابتداء كرده وبا آوردن أسامي آنها ، شروع بكار يا هر امرى ديگر ميكردند ؛ تا اينكه بسملة نازل گرديد وآنرا در مجارى مزبور جريان دادند ودر آغاز هر أمر يا كارى بنام خدا شروع كرده ودر هر نامه نيز آنرا مىنوشتند ، تا اينكه آيهء
« أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ »
نازل گرديد وبهمين ملاحظه
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ »
را در آغاز هر نامهاى نوشتند ، تا بالأخره آيهء
« إِنَّهُ مِنْ سُلَيْمانَ ، وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
نازل شد وهمه آنرا نوشتند والف در ابتداى اسم را بعلّت كثرت استعمال حذف نمودند ، ونيز از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : « من تركها من شيعتنا امتحنه اللّه بمكروه الخ » . از حضرت امام باقر عليه السّلام نيز منقول است كه فرمود : « أوّل كلّ كتاب نزل من السّماء ، بسم اللّه الرّحمن الرّحيم » .
اما بسملة بر وزن دحرجه ، مصدر قياسي براي كلمهء بسمل بوده ومخفّف بسم اللّه است ؛ ليكن بطور مجاز بسبب علاقهء لزوميّه بر مفعول اطلاق شده وسپس از مجاز بحقيقت تبديل گرديده وعرف آنرا در زبان جارى نموده است واز باب تركيب از دو كلمهء « باسم » و « اللّه » بصورت تخفيف وبشكل « بسملة » مانند : « حوقله » و « حمدله » بكار بردهاند واينگونه از تركيب را در زبان عرب « باب النّحت » گويند ، وأمثال آنرا نظير : « سمعله » يعنى السّلام عليكم ، و « حوقله » يعنى
قُلْ هُوَ اللَّهُ
، و « سبحله » يعنى سبحان اللّه و « حيصل » يعنى حىّ على الصّلاة ، و « حيفل » يعنى حىّ على الفلاح و « حمد له » يعنى الحمد للّه بكار بردهاند ؛ وآنرا بعدا بهردو صورت بسمل وبسملة درآوردهاند كه در ادبيّات عرب استعمال شده است .