تأكيد ميفرمود ؛ ومن - كه فخر رازي وشافعي مذهبم - ميگويم : حجّت علىّ عليه السّلام در جهر بسملة بسيار قوى وراسخ در عقل من بوده والبتّه بسبب كلمات مخالفان از بين نميرود . سپس فخر رازي در « الحجّة الرّابعهء » تفسير كبير گويد : به إسناد شافعي ؛ معاوية - عليه دركات الهاوية - در مدينه نماز خواند وآيهء بسملة را در ابتداى سورهء حمد بزبان نياورد وبگاه فرود آمدن در ركوع وسجود ، تكبير - اللّه أكبر - نگفت ؛ وچون سلام داد واز نماز فارغ شد ؛ مهاجران وأنصار بدو گفتند : اى معاوية ، از نماز ما بسم اللّه وتكبير در ركوع وسجود را دزديدى ؛ آنگاه دوباره باقامهء نماز پرداخت وبسم اللّه را با تكبير خواند . شافعي گويد معاوية بسيار مقتدر ومسلّط وقوى شوكت بود ، واگر جهر به بسم اللّه أمرى معهود ومقرّر وواجب در نزد جميع صحابه اعمّ از مهاجران وأنصار نبود ؛ هرگز به انكار أو نمىپرداختند وتوان چنين اظهارى را نداشتند .
بيهقى در سنن كبير از أبو هريره نقل ميكند كه حضرت رسول أكرم بگاه نماز خواندن ومواقع ديگر بجهر بسملة ميپرداخت ، وابن عبّاس وعمر بن الخطّاب وابن زبير وابن عمر وعلىّ عليه السّلام نيز به آشكارا وبلند خواندن تسميه مبادرت ميكرد ؛ واين معنى بتواتر رسيده است .
آنگاه امام فخر اضافه ميكند : « ومن إقتدى في دينه بعلىّ بن أبي طالب فقد اهتدى ، والدّليل عليه قوله » - عليه السّلام - « اللّهمّ أدر الحقّ مع علىّ حيث دار » ومراد آنحضرت اينست كه هرجا على باشد ، حقّ با اوست وهرجا كه حقّ است ، علىّ با آن ميباشد ، ونيز از أمير المؤمنين عليه السّلام منقول است كه فرمود : « انّ التّسمية من الفاتحة وانّ رسول اللّه ( ص ) يقرؤها ويعدّها آية منها » .
برخى از علماء شافعي نيز گفتهاند كه بسملة تنها خاصّ سورهء فاتحة الكتاب بوده ودر ابتداء كلّ سورههاى قرآن نازل نگرديده است وبعضي هم مانند مالك وأبو عمرو ، ويعقوب بر اين نظريّهاند كه بسملة آيتي مخصوص بخود بوده ودر حمد ودر سورههاى ديگر داخل ونازل نيست ، ولذا جزء هيچ سورهاى نميباشد ، وتنها از حيث تيمّن وتبرك بنام خدا وبراي بيان رؤوس سورههاى قرآن وفصل وجدايى در بين آخر واوّل هر سوره بكار رفته است واين نظر در بين حنفيّه مشهور بوده ودر تفسير آلوسى مذكور است .
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 201
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص٢٠١