در تفسير كشّاف « 1 » عن حقايق التّنزيل وعيون الأقاويل ، في وجوه التّأويل جار اللّه زمخشري ، با دو حاشية از سيّد شريف جرجانى وكتاب « الإنصاف فيما تضمّنه الكشّاف من الاعتزال » از أحمد بن محمّد اسكندرى مالكي ، آوردهاند كه بسملة برحسب قرائت علماء وفقهاء شام ومدينه وبصره ، از آيات سورهء فاتحه ونيز هيچ سورهء ديگر نبوده وآنرا در ابتداى سورهها براي فصل وجدا شدن هر سورهاى از سورهء بعدى آن بكار بردهاند وبيشتر از باب تبرّك وتيمّن بنام اللّه - تقدّست أسمائه وصفاته - بكار رفته وأبو حنيفة وپيروان وى بر اين نظريّهاند وبهمين دليل است كه جهر آنرا در نماز لازم يا واجب نمىدانند ؛ ولى قارئان كوفه ومكّه وفقهاء ايندو ديار ونيز شافعي وأصحاب أو برآنند كه بسملة هم در سورهء فاتحه وهم در جميع سورههاى ديگر ، جزء آنها بوده وجهر آن در نماز لازم است ؛ وبهمين جهت از آغاز تحرير مصاحف وقرآن ، در ابتداى هر سوره بنوشتن آن پرداختهاند ، وحتّى ابن عبّاس گويد كسيكه بسملة را از آغاز هر سوره حذف كند ؛ يكصد وچهارده آية از كلام اللّه را عمدا حذف كرده است ؛ واگر سوآل شود كه بسم اللّه بچه چيز تعلّق مىيابد ، پاسخ اينستكه بمحذوف مقدّر آن در قرائت وتلاوت قرآن ؛ زيرا فعل أمر إقرأ وأتلو ، يعنى باسم خدا بخوان وتلاوت قرآن كن ؛ كه ايندو كلمه از ابتداى آن محذوف است ؛ چنانكه در عرف أعراب جاهليّت ودوران بتپرستى نيز هر كار وأمرى را بنام لات وعزّى آغاز ميكردند ؛ وبگاه سر بريدن حيوانات هم أسامي بتها را ميخواندند ؛ وبهمين سابقهء تاريخي موحّدان ومسلمانان نيز ابتداى أمور وهركارى را با بسملة آغاز نمودند ، وكريمهء :
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ »
خود دليلي الهى بر استعمال بسملة در ابتداى هر سوره وهر كار بوده ودر نماز بطور لازمتر ومناسبتر بكار رفته است وبالأخره :
جمعى از علماى أعلام نيز بر اين باورند كه بسملة جزء وداخل در هر سورهايست ، امّا بدون تكرار وحتما بايد در ابتداء آن بكار رود ؛ وسعيد بن جبير وزهرى وعطاء وابن مبارك وشافعي بر اين عقيدهاند ، وچنانكه گفته آمد ، گروهى نيز بدين عقيدهاند كه بسملة أصلا از قرآن نيست واين نظريّه از ابن مسعود ومالك بن أنس وأبى حنيفة ميباشد ، ولى متأخّران حنفي مذهب گويند كه تسميه به اسم اللّه ، آيهايست واحد از قرآن حكيم وجزء همهء سورهها نيست ؛ وتنها براي فصل وجدا شدن هر سوره از سورهاى
هامش
( 1 ) - از انتشارات آفتاب تهران .