نظر تائب همواره بايد بقصد تقرّب بحق وتحصيل رضا ومغفرت الهى بوده وبه الزام عرفى وكسب عزّت وجاه نباشد ؛ وخالصا مخلصا لوجه اللّه بتوبه پردازد ؛ ديگر اينكه پس از توبه وانابهء وأوبه خود بصفاى با خدا مبادرت نموده واز جفا يا بياد آوردن خطا وتوبهء از آن بپرهيزد ؛ وناشى از همين معنى است كه عرفاء شامخ فرمودهاند : « ذكر الجفاء في وقت الصّفاء جفاء » مانند اينكه كسى بمعشوق خود بدى كند وسپس بكار بد خود پى برده وتوبه كند واز معشوق نيز عذر بخواهد ؛ وبا اينهمه بگاه وصل با معشوق ، باز هم بياد گناه وتوبهء خود افتد ، كه در اينصورت آنرا ذكر جفا در وقت صفا كردن دانند ، كه بنوبهء خود جفا وخطايى ديگر است ؛ وعرفاء توبهء از اين جفاء را نيز لازم دانسته وآنرا آخرين توبهاى شناسند كه توبهء ديگرى برتر وپس از آن - در مرتبهء نيل بحقّ وصعود بدون تنزّل - نيافتهاند ، وبتعبير ديگر در مرتبهء وصول بحقّ والتذاذ معنوي از اين وصال ، بايد همهء چيز از لوح خاطر واصل زدوده گردد ، ودر اين هنگام است كه ياد خطا وتوبهء از آن ، خود گناهى ديگر بوده وتوبهء از آن لازم است ؛ ولذا يكى از مراتب عاليهء توبه ، وپىبردن به اسرار آن ؛ همين مسئلهء توبه از توبه ميباشد ؛ زيرا أقامت در موطن گناه وتوبه ، بگاه وصل ؛ موجب عدم تحقّق لذّت وصل حقيقي با معشوق است كه اين نيز در مرتبهء خود گناه بوده وبايد بتوبهء ديگر انجامد ؛ وعجبتر اينكه توبهء از اين گناه نيز بايد در همان وقت ارتكاب محقّق گردد ؛ وگرنه چهبسا كه موقعيّت وصل از دست برود وديگر هرگز تحصيل آن فرآهم نشود .
أولياء از اينگونه توبه ، به توبه از رؤيت علّت توبه ، نيز تعبير كرده وگفتهاند در حال شهود ورؤيت وجه اللّه ، توجّه بهرچيز جز لقاء أو گناه بوده ، بدين معنى كه بگاه غلبهء سلطان وجد وحكومت آن ، توجّه بتوبه وعلّت موجبهء آن ، سبب خروج از قلمرو وجد وحال بوده وبدون كمترين درنگى توبهء از اين غفلت ، آنهم در حضور معشوق أزل وأبد واجب بوده ، ودر چنين مرتبهاى از تمكين ، هرگونه تلوينى بايد ملوّن بلون خاصّ آن باشد ونه به ألوان ديگر كه ربطى بمرتبهء موصوف ندارند ؛ پس بايد توجّه داشت كه بعد از فناء انيّت عبد در وجه اللّه العظيم وجماله الجميل ؛ تلوّن بهرگونه تلوينى جز آنچه خاصّ مرتبهء تكوين مذكور ميباشد ؛ عين ظهور انيّت وانانيّت عبد بوده وادامهء آن موجب بعد وجدا شدن از اين مرتبهء فاخره در شمار است ، كه في الحقيقة بزرگترين ظلم عارف باللّه بنفس قدسي خود است ؛ زيرا لذّت وصال را با اندك غفلتى از دست دادن ، از أعظم
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 184
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص١٨٤