ويا ارتكاب حرامى گردد ؛ والبتّه اين معنى نسبت بشخص تائب ونحوهء سيّئه ومقدار وتعداد گناه ومعرفت أو بأحكام وأوامر الهى متفاوت بوده ؛ گاهى توبه از ترك أولى است مانند استغفار رسول أكرم كه روزى هفتاد بار استغفار كرده وميفرمود : « انّه ليغان على قلبي ، وانّى لأستغفر اللّه في كلّ يوم سبعين مرّة » يعنى من روزى هفتاد بار از خدا طلب مغفرت ميكنم ؛ زيرا پوششى ابرمانند از ترك أولى بر قلب من سايه مىافكند . نكتهء دقيق در غين سايهافكن بر قلب حائز مقام قاب قوسين أو أدنى ورسول خدا وعابر از معابر دنى فتدلّى ولمسكنندهء سردى أنامل اللّه بر كتف مبارك خود در حالات وصل وواصل بمقام برد اليقين - طبق حديث قدسي ، كه شيخ أكبر ، محيى المعرفة والدّين ، آن مرتبه را « ثلج اليقين » دانسته ، آنگونه از ترك أولايى نيست كه تاليان عصمت وعرفاء أهل شهود مرتكب ميشوند ؛ زيرا بهمانگونه كه درجات معاصي نسبت به پير وجوان وعالم وجاهل فرق دارد ، مراتب توبه هم يكسان نبوده واختلاف در ميان تائبان بسيار است ؛ لذا بهمين دليل ترك أولى هم از همين وصف برخوردار بوده وترك أولى در أنبياء بني إسرائيل غير از حضرت موسى - على نبيّنا وآله وعليه السّلام - ميباشد ؛ چنانكه همين امر در حضرات مرسلين جميعا ، بجز ترك أولى در خاتم آنان ، محمّد بن عبد اللّه ( ص ) است ؛ وبهمين ملاحظه ترك أولى گاهى از ذات بأسماء وصفات پرداختن است وگاه ديگر از أسماء وصفات به افعال وآثار توجّه داشتن بوده ؛ چنانكه براي أوقات وحالاتى از غيب هويّت حقّ متعال ، بصريح ذات أو پرداختن ، غينى الهى است كه از مصاديق ترك أولى در شمار مىآيد ؛ وترك أولى در شخص پيامبر أكرم ( ص ) كه نقاوهء اخصّ الخواصّى معرفت وتوجّه بوحدت حقّهء الهى است ، غير از ترك أولى در حضرات إبراهيم وموسى وعيسى عليهم السّلام بوده ؛ چنانكه اسم أعظم نيز براي آنان متفاوت است ؛ وبهمين سيرت وسان كه اسم أعظم هر امام وولىّ اللّه بر حقّ با يكديگر متفاوت است ؛ ترك أولى نيز بهمين وتيرة وشيوه بوده وهر عارف وأهل شهودي از گونهاى وبنوعى از آن گرفتار است ، وبهمين دليل توبهء وانابهء وأوبهء هريك از آنان با ديگرى متفاوت ميباشد . بارى ، بدين مناسبت توبه نيز داراى درجات ومراتبى سهگانه بوده وبتوبهء عوام وخواصّ واخصّ الخواصّ تقسيم ميگردد .
توبهء عوام عبارت از ندامت وپشيمانى از ارتكاب معاصي كبيره وصغيره ، مانند قتل وزنا ولواط وسرقت واز اين قبيل است كه خواص بارتكاب وصدور آنها نميپردازند ؛
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 182
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص١٨٢