فصل هفتم در توبه
واژهء توبه در زبان عرب ، از تاب يتوب توبا وتوبة ومتابا وتابا وبمعنى رجوع آمده ورجع عن المعصية أو ندم على الذّنب ، مستقرّا بأن لا عذر له في إتيانه وهو تائب أو توّاب : وتاب اللّه عليه وفّقه للتّوبة ، أو رجع به من التّشديد إلى التّخفيف ومن الحظر إلى الإباحة ، أو رجع عليه بفضله وقبوله وهو التّوّاب على عباد . پس توبه بمعناى برگشت از انجام افعال گنهكارانه بسوى حضرت توّاب است ، اگرچه از گناهان بزرگ بكوچك ويا از كوچك بكوچكتر پردازد ، تا بالأخره موفّق بترك آن گردد ، واستتابه بمعنى طلب توبه ورجوع بخداوند تعالى از ارتكاب معاصي است ، وأخفش گويد التّوب جمع توبه ، مانند عوم وعومه ؛ وتوبه مصدر تاب بوده ودر شرع عبارتست از ندامت بر معصيت با عزم بدينكه هرگز بدان برنگردد وتا حدّ امكان در ارتكاب مجدّد گناه مزبور استقامت ورزد وتوبه بر سه قسم است : در صورتيكه تائب از خوف عقاب از معاصي برگشت كند ، آنرا توبه نامند ودر حاليكه بطمع ثواب از صدور معاصي پشيمان گردد ، آنرا انابه وصاحبش را منيب خوانند ، واگر مرتكب گناه ، صرفا بخاطر برگشت بسوى خدا ومحض مراعاة امر أو از فعل معصيت نادم شده وبرگردد ، آنرا أوبه دانند وتوبهء نصوح در باور ابن عبّاس همان ندامت بقلب واستغفار بزبان وقلع ريشهء گناه از ضمير وأركان وجوارح بدن است ؛ بگونهاى كه هيچگاه بدان برنگردد ؛ وتوّاب بمعناى بسيار توبهپذير ، صفت حضرت باريتعالى است .
مراد از گناهى كه باعث توبه در نفس عاصى ميشود ؛ سيّئهايست كه منجر بترك واجب