وتوبهء خواصّ مانند بازگشت أنبياء ورسل وأولياء اللّه از ترك أولى است ، وتوبهء اخصّ الخواصّ ؛ يعنى توبه از توجّه بغير حقّ والتفات بما سوى اللّه ، وبنظر اين نگارنده ، توبهء ديگرى هم وجود دارد كه همان مرتبهء « ليغان على قلبي » حضرت خاتم الأنبياء والمرسلين است كه توجّه از حضرت غيب الهويّه ، بمرتبهء ذات وأسماء وصفات است ، وبدين ملاحظه پيامبر أكرم ( ص ) آنرا « غين » ناميد كه همانند سايههاى متراكم أسماء وصفاتند ، وبديهي است كه حالات آدمي برحسب مقامات واقعهء در آنها مختلف بوده وغيبت از هر مرتبهء أعلى بعالى واز عالي بسافل ، گونهاى از ترك أولى در شمار آمده وصعود از مراتب مزبور نسبت بپايين وپايينتر ، عين تنزّل مرتبهء واصل وشاهد بوده ، بدانگونه كه از نازل به أنزل نيز موصوف بحكم ومشمول امر ياد شده ميباشد ؛ ليكن زبان شريعت حقّه براي هر مرتبه وبرحسب شأن وموقعيّت صاحب آن ، اصطلاح واسمى نهاده است كه بمعاصى كبيره وصغيره وأكبر از كبيره وأصغر از صغيره وبالأخره ترك أولى معروف بوده وحتّى چنانكه گفته آمد ؛ ترك أولى هم داراى مراتبى بسيار است ، وبقول شاعرى عارف :
از تبتّل ، تا مقامات فنا * پايهپايه ، تا ملاقاة خدا
بارى ، در توبه سه چيز بايد مدّ نظر تائب باشد : يكى از دست دادن عصمت نسبى نفس در حين ارتكاب بمعاصى ؛ ديگر سرور ولذّت وفرح از انجام گناه است كه در تائب بايد به ندامت وانصراف وپشيمانى واشمئزاز گرايد ؛ سه ديگر اصرار بتدارك وتلافى تقصيرات ومحو آثار آنها در مقام خسارت وضرر به اشخاص از حيث مالي ومعنوي ، در حدّ امكان وملاحظهء اينكه اظهار تلافى موجب گناهان كبيرهء ديگر نگردد .
شرايط تحقّق توبه نيز در سه چيز است : يكى ندامت قلبي وباطني از ارتكاب گناه .
دوّم اعتذار وپوزشطلبى واستغفار بزبان ، آنهم بحقيقت آن از خداوند تعالى . سوّم انخراط در سلك مراجعان بحقّ وبرنگشتن بگناه ، وگرنه توبهء صحيح تحقّق نخواهد يافت . اضافه اينكه حقيقت توبه نيز بسه چيز است : يكى بزرگداشت قلبي جنايت ومعصيت ؛ وديگر قبول تقصير توبه ، بدين معنى كه تائب هميشه بداند ؛ هيچگاه بحقّ توبهء شايسته ، توبه نكرده واز نقصان هر توبهاى پس از توبهء ديگر بهراسد ؛ وباظهار توبهاى كاملتر پردازد . سه ديگر در مقام جبران وتدارك ضرر وزيانهاى مادّى ومعنوي بشخص زيان رسيده واعتذار از أو مبادرت كند . نكتهء جالب توجّه اينستكه علاوة بر موارد مزبور ،