جزم وقطع در فروع ، يا در مسائل آن از جنبهء برهاني وعلمي ، واحتجاج در نحوهء تحقّق برخى از موارد فرعى ، وبطور خلاصه اختلاف نظر غير أصولي ، هيچگاه مانع وقادح حقيقت ايمان بخدا وما جاء به النّبى وتصديق آنها نخواهد بود .
بارى ، نه همين اختلاف نظر وتفاوت آراء در فروع مسائل شرعي ، موجب كفر نيست ، بلكه حتّى در برخى از أصول مانند نحوهء جسماني بودن معاد نيز ، قادح در مقام ايمان وتصديق بما جاء به النّبى نبوده وفي المثل پس از اينكه فيلسوف على التّحقيق عالم اسلام وتشيّع ، أبو علي بن سينا در مسئله معاد جسماني گويد : « لا سبيل إلى اثباته ، وإني إعتقدت بقول الصّادق المصدّق » همين مقدار ، در تحقّق ايمان أو بمعاد جسماني كافى بوده ولازم نيست كه نحوهء جسم ونوع آن ، اعمّ از عنصرى يا مثالي هم داخل در اعتقاد بدان باشد ؛ ويا هر مؤمن بمعادى بتواند از حقيقت عالمانهء نحوه ونوع جسم آگاه بوده واز چند وچون آن عالم باشد ؛ وصرف اعتقاد بمعاد جسماني ، عين ايمان وتصديق بدان است ؛ اگرچه حكيم وفيلسوف ، يا عارف وعالمي از عهدهء اثبات عنصرى بودن جسم معاد در يوم المعاد برنيامده ويا علي الأصول قائل بمثالى بودن جسم در مسئلهء معاد باشد ؛ وبهمين دليل كسى نميتواند در اعتقاد آنان به أصل معاد جسماني ترديدى داشته ويا أو را تكفير كند ، ونيز بايد دانست كه ضرورت دين در شرعيّات ، همانند ضرورت عقل است در عقليّات ، وبدانوجه كه نظريّات عقلي از مبادى تصديقي عقل اقتباس ميشود ؛ ضرورات ديني هم بايد از مبادى دين وادّلهء آن ، يا كتاب اللّه وسنّت معصومين وعقل موجّه نظري واجماع أهل تحقيق تحقّق يابد ؛ ومراد از دليل عقلي ؛ أصولي است كه عقلاء بني آدم ، باصالت وصحّت جريان آنها يقين داشته وبهمين دليل در عمل بمفادّ آنها دريغ ودرنگى ندارند ؛ مانند : « أصل صحّت وبرائت » و « استصحاب يا ابقاء ما كان على ما كان » واستنباط حكم جزئي از كلّى واخذ نتايج از مقدّمات صحيحه ومنطقي وغيره ، وبطور عموم ، حلّ وعقد أمور امّت مرحومه ، بايد با قبول وتصديق واعتقاد همهجانبه بضروريّات ديني تحقّق پذيرد ؛ واگر نحوهء عمل به برخى از ضروريّات مزبور با معيارهاى عقل جزئي منطبق وموافق نباشد ؛ بايد اين عدم انطباق را از قصور عقل ويا تقصير عاقل در نحوهء كاربرد أصول ومعيارهاى عقلي دانست ؛ وبهيچ وجه آنرا بحقايق شرعي والهى منسوب ومربوط ندانست ؛ بويژه كه قرآن ، كلامي است الهى كه داراى ظهر وبطني تا هفتاد ميباشد ودر هر عصر ودوره وزمان ، بطني از آن هفتاد بطن آشكارا
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 154
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص١٥٤