بحكمت عملي يا علم الأخلاق توجّه كرده وبا ملاحظهء آن ، زمينهء نفس خود را بمنظور غرس اين نهال وبارآور شدن آن مستعدّ كردند ، واين إعداد واستعداد جز با عمل بمفادّ حكمت نظري فرآهم نخواهد آمد ، تا سرانجام نفس امّاره ومسوّله به مرتبهء مطمئنّه رسيده واز آنهم درگذشته براضيّه ومرضيّه گرايد وبالأخره در حقيقت عبديّت گام نهد وبپروردگار خود وبهشت صفات وأسماء الهى رجوع كند وقوس نزول خود را با عمل بحكمت وايجاد ملكه راسخه وهيأت كاملهء نفساني به آخرين درجهء كمالى قوس صعود رسانده ودايرهء هستى را كامل نمايد .
بعضي حكمت عملي را ملكهء راسخهاى شناسند كه أخصّ حكمت واز أنواع آن در شمار آمده وبتعبير ديگر هيأتى است نفساني كه افعال صادره از آن بين افراط وتفريط بوده وفي المثل در ميان تهوّر وجبن واقع ميباشد ، وچنين هيأتى موصوف بعدالت است ؛ زيرا در هر كارى بتوسّط پرداخته وگفتهاند مراد از كريمهء :
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ »
همين توسّط در أمور است ؛ ليكن صفات ذاتي از تعريف مزبور خارج است ، ولذا شجاعت وجبن ذاتي اشخاص از تعريف حكمت بيرون بوده وبالأخره بايد متوجّه بود كه حكمت عملي بسه قسم تقسيم گرديده است : 1 - علم بمصالح شخصي وفردى يا تهذيب اخلاق كه بحكمت خلقي موسوم است وفايدهء آن تنقيح طبايع وتزكيهء نفس آدمي واجتناب از رذائل وكيفيّت توفيق بطهارت ظاهر وباطن ميباشد . 2 - تدبير منزل ، مانند بكار بردن أصول وقوانين اخلاقى والهى در بين زن وشوهر وفرزندان وپدر ومادر وخدمتكار وحسن انجام ادارهء أمور هريك بر وفق مصالح دين ودنياي آنان ميباشد كه بحكمت منزليّه موسوم است . 3 - سياست مدنيّه كه عبارت از علم بمصالح ساكنان شهرها وكشور بوده وبحكمت سياسي ويا علم السّياسه ناميده شده وفايدهء آن ادارهء عاقلانهء شهرها وساكنان آن وايجاد تعاون در عمل بمصالح حال وآيندهء آنان وراحت وسلامت نوع وكيفيّت مشاركت در أمور خصوصي وعموم أهل شهر وروستا از حيث دخل وخرج وامنيّت واشتغال وتدبير صلح وجنگ وتمهيد قواى حفظ ونگهبانى شهر ودهات ومرزهاى كشور ونحوهء توطّن بيگانگان در آن وبكار بردن عدالت در مضارّ ومنافع وحدود وحسن روابط با مديران كشورهاى خارجي واستخراج معادن وترتيب وجريان صحيح أمور ادارى ومناسبات آن با افراد واشخاص ومعاملات داخلي وخارجي ونحوهء قانوني وشرعي درآمدهاى كشورى وانتظام أمور