شاهد در اين مورد بيت دلانگيز سعدى است كه سرود :
باران ، كه در لطافت طبعش ، خلاف نيست * در باغ لاله رويد و ، در شورهزار ، خس
امّا كفر نيز داراى جنود وأفنانى است واز جملهء آن انكار يا جحد بوده وديگر از اقسام كفر ، نفاق ميباشد كه دارندهء آن على الظّاهر مؤمن است ؛ در حاليكه برحسب باطن منكر وكافر محسوب بوده وكريمهء :
« وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ »
ونوع ديگر كفر عبارتست از كفر تهوّد ، كه در باطن معترف بوحدت حقّه وتوحيد ونبوت ورسالت پيغمبر اكرمند ، ولى در ظاهر بگفتن كلمهء توحيد وشهادتين موفّق نميگردند ؛ وبسا كه على الظّاهر ودر نزد يهودان ديگر بتهوّد ، خود را مخالف با قرآن ورسالت پيغمبر أكرم ( ص ) نيز بنمايانند ، وبكتمان حقّ بپردازند . كريمهء مباركهء :
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ
كه اينان نيز بدليل كتمان حقّ - اگرچه با اظهار باطل هم نباشد - مورد لعنت الهى واقعند .
اقسام ديگرى از كفر نيز وجود دارد كه عبارتند از استبداد رأى ، وسرپيچى از حكم امام واجب الطّاعه ومعصوم ، وتجاهل وفسق ورزيدن وگونههايى ديگر كه برخى از آنها در نظر أصحاب شريعت وفقهاء مبرّز يا علماى رسوم از اقسام كفر نيست ؛ ولى از نظر عرفا وأرباب طريقت از مصاديق بارزهء كفر در شمار است ؛ وعلّت اين اختلاف نظر بلحاظ تعريف ايمان وكفر است كه أهل ظاهر يا فقهاء ؛ صرف ايمان بظواهر ألفاظ وتفوّه بشهادتين را موجب ايمان ميدانند ودر اسلام گوينده ترديدى ندارند ؛ ليكن عرفاء وأهل طريقت ، وجود اين صفاترا دليل كفر دانستهاند ، اگرچه كفر آنها ظاهري نباشد ، وشايد اطلاق لفظ كافر بر چنين كساني از باب مبالغه در حقيقت ايمان بكار رفته ، مانند اين كريمهء الهى در مسئله بحجّ نپرداختن مستطيع ، كه فرمود :
« وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ ، مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ، وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ »
كه نرفتن بحجّ براي مستطيع غيرمنكر ، از باب مبالغه ، گونهاى از كفر در شمار آمده است .
در نتيجة چهارگونه از كفر در مقابل ايمان بكار رفته كه عبارتند از : جحود ونفاق وتهوّد واستبداد برأي ؛ وايمان نيز بچهار گونهء : زبانى وتقليدى وبرهاني وشهودي است ودر ميان دو منزل ايمان وكفر ، علىرغم نظر برخى از معتزله ، منزل وواسطهاى نيست ؛ زيرا معتزلي مذهبان عقيدة دارند كه معترف ومقرّ بشهادتين اگر بنفاق وجحد واستبداد