تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
مىرسند . امّا ايمان بزبان ، فرودترين مرتبه وشهود آن برترين مراتب ايمان بوده وآنچنانكه وجود لفظي وكتبي نسبت بذهني وعيني از فعليّت كمترى بهره‌مند است ؛ ايمان زبانى هم از مرتبه‌اى نازل برخوردار بوده وبا اينهمه موجب خروج كافر از كفر ومشرك از شرك خواهد بود ؛ واگر مؤمن بلفظ وزبان ، فاسق يا منافق باشد ، فاصلهء أو تا كفر حقيقي فاصلهء عدم است با امر عدمي يا هيولى ، كه آخرين قوّهء وجود بوده ودرجهء پست‌تر آن عدم ميباشد ، وحتّى مصداق كريمهء :
« قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا ، قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا وَلكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنا ، وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ »
نيز نخواهد بود ، زيرا در ايمان بمعناى قبول اسلام ، نفاق وفسق موردى ندارند ؛ وجمع اسلام با ايندو ممكن نيست وايمان آوردن بلفظ وزبان ، بدون نيّت وصدق عقيدة وگرايش قلب وباطن - اگرچه برهاني هم نباشد - وبصرف تظاهر ، مصداق بخش اوّل كريمهء مزبور نبوده واينگونه از مؤمنان به اسلام هم ، گرايش نيافته‌اند ، چه رسد بايمان حقيقي ؛ بدين دليل كه كفر بمعنى حدّى ورسمي عبارت از عدم تحصيل واكتساب ايمان ، براي كسى است كه داراى امكان آن باشد ؛ امّا چون آدمي بالفطرة مفطور بتوحيد بوده وشرك امرى عارضى است ؛ وهر عارضى زوال‌پذير ميباشد ؛ بنابراين ، ايمان مورد نظر در آيات قرآني ، گرايش بوحدت حقّهء الهى با قبول واعتقاد برسالت رسول خاتم وكتاب اللّه وبطور كلّى بما جاء به النّبى ميباشد ، كه في الحقيقة ايمان تفصيلي بوده وبزبان وبرهان واعتقاد قلبي وعمل به أركان وقالب وجوارح مقرون است ؛ اگرچه بدانگونه كه شايد نباشد . انكار خدا وپيامبر وملائك ويوم المعاد نيز گاهى بدون استكبار است وگاه ديگر با گردنكشى وعناد ؛ در صورت نخست ، اگر حقايق ايمان بگونه‌اى مدلّل به برهان مقتضى با سيرت وسان شخص منكر اقامه شود ، امكان هدايت أو بصراط مستقيم ايمان بخدا ورسل وغيره موجود است ؛ زيرا فطرت توحيد در منكر با تبلور براهين علمي وعقلي ، أو را بتصديق مفادّ معارف وعلوم نظري برمىانگيزد ؛ در صورتيكه همين ادّله وعلوم در شخص مستكبر ، ويرا باستكبارى احتجاج‌آميز برانگيخته وموجب تقويت ظاهري نفس وى در لجاجتى بيشتر ميگردد ، مانند أبو سفيان وفرزندش معاوية - عليهما النّيران والهاوية - كه هدايت پيامبر ( ص ) وعلي عليه السّلام جز به استكبار آن نابكاران نيفزود ؛ والبتّه نبايد اين معنى موجب عدم هدايت آندو بزرگوار بچنين ناكسانى گردد ؛ وبهترين
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 156 | غلامحسين رضانژاد