قابل احتمال تأويل هم نيست ؛ ونصّ يا كلام مفهوم وصريح امريست معيّن ودر كتاب وسنّت نيز جريان دارد ؛ يعنى نصّ بدانگونه كه در كلام اللّه موجود است ؛ در أحاديث نيز موجود بوده ، النّهايه وضوح نصّ ، بيش از ظاهر ميباشد ونسبت بدان داراى عموم وخصوص من وجه است ؛ زيرا هر نصّى ظاهر بوده ؛ ولى هر ظاهري نصّ نيست ودر مآل ؛ نصّ اعمّ از ظاهر وظاهر أخصّ از نصّ ميباشد .
اكنون با توجّه بمباحث مذكور ، گاه آنستكه به ادّلهء قائلان بحجّيت ظواهر آيات ، از كرائم قرآني وأحاديث واخبار پرداخته وبدنبال آن به آوردن نظريات وآراء مخالفان ومنكران پردازيم وبه اخذ نتيجهء نهايى ومقايسهء ايندو مبادرت ورزيم :
1 - وجوه استدلالي موافقان :
معاني مندرج در آيات قرآن بر چهار وجه است :
نخست ؛ آنچه اختصاص بعلم خداوندى دارد وبر هيچكس روا نيست كه در آن معاني بسخن پرداخته وباظهارنظرى مثبت يا منفى اقدام نموده وبتكلّف اقوالى پردازد . دوّم ؛ آنچه ظاهر آن مطابق ومنطبق بر معنى بوده وهركس كه بلغت عرب عالم است ، بمعنى آية پىبرده ودر فهم معنى ، مشكلى بهم نميرساند ، مانند اين كريمه :
« وَلا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ ، إِلَّا بِالْحَقِّ » *
كه معنى مراد از ظاهر ألفاظ آن معلوم بوده وحاجتي به تفسير يا تأويلى ندارد وأهل عربيّت به آسانى بمعنى آية رسيده ودر فهم مقصود حاجتي به أقوال متكلّفانه نيست . سوّم ؛ آياتي كه داراى معاني مجملى بوده وظاهر وألفاظ آنها از مراد ومقصود حاكى نيست ونيازمند به تفصيل ميباشند ، نظير كريمهء :
« أَقِيمُوا الصَّلاةَ » *
كه بنحو تفصيل از آن نميتوان دانست ، كه چگونه وبا چه كميّت ونحوهء اقامه وتعداد ركعات وساير مسائل ديگر آن تحقّق يابد ؛ مگر با بيان نبىّ أكرم ( ص ) وتوضيحات لازمهء ائمّه معصومين ، عليهم السّلام . چهارم ، آن آياتي از قرآن كه ألفاظ آنها بين دو يا چند معنى مشترك بوده وبوجوهى مختلف قابل تفسير يا تأويل ميباشد ؛ وامكان دارد براي هر لفظي مرادي خاصّ بوده وعلى الظّاهر نميتوان يك معنى ومفهوم آنرا بر معاني ومفاهيم ديگر بعلّت عدم تبادر يكى از آنها بذهن تقدّم داد ، ومراد الهى را از ظاهر آية تحصيل كرد ؛ ولذا احتمال فهم ودرك آن ممكن نيست ؛ مگر با قول رسول خدا وامام معصوم عليهم السّلام واين نظريّه را شيخ طوسي در كتاب تبيان خود اظهار داشته
و