نصوص مفاهيم لفظي ووضعي آنها را - اعمّ از وضع تعييني يا تعيّنى - محتاج بتفسير ائمّه ( ع ) اعلام داشته واستدلال وعمل بدان ظواهر را مجاز نشناختهاند ؛ ومحدّث كبير شيخ حرّ عاملي - عامله اللّه تعالى بألطافه الخفىّ والجليّ - از متأخّرانى است كه استدلال بكتاب وسنّت را بأهم جايز دانسته وعمل بدين دو را مجاز ميداند . امّا معتقدان بحجّيت ظواهر قرآن چنين استدلال كردهاند كه قاطبهء مسلمانان از زمان نبىّ معظّم اسلام وائمّهء كرام - عليهم السّلام - تا عصر علماى اخبارى وبطور كلّى در جميع اعصار وأمصار ، همهء علماء أصول وفروع از هر فرقه ومذهب ، بظواهر قرآن تمسّك واستدلال كرده وبه اخذ احكام از محكمات ونيل بحقائق از محكمات قرآني موفّق بودهاند ، ولذا مقاصد ديني وشرعيّات ومواعظ وقصص وحتّى أصول عقايد خود ، مانند توحيد وعدل ومعاد وجنّت ودوزخ وثواب وعقاب وبجز اينها را از ظواهر كتاب اللّه استنباط كرده وچون هر استنباطى جلوهء استدلال است ؛ بظواهر قرآن حكيم استدلال نموده وبا اين سيرت وسان ، بحجّيت ظواهر آيات قرآني پرداختهاند وكمترين مناقشهاى از آنان در عدم حجّيت آن مشاهده نشده است ؛ وفي الحقيقة توقّف در استنباط حكم از طريق نصّى از معصوم كه بتفسير آيهء منظور پرداخته باشد ؛ تكلّفى بيمورد وتوقّفى تعطيل مانند بوده وهيچگاه عقل غيرمشوب بوهم ، اجازهء تعطيل در احكام اعمّ از اصلى وفرعى را بمجتهد ومحقّق نداده واز سوى ديگر اگر خبري واحد وروايتي نامتواتر در تفسير آيهاى موجود باشد ، كه راه استدلال بظواهر يا نصّ آن آية را مسدود كند ؛ چون عمل به خبر واحد در فروع جايز نيست ودر أصول عقايد نيز فاقد حجّيت ميباشد ، مگر اينكه با موازين ومباني وقواعد عقلي سازگار افتد ؛ بنابراين ؛ عمل بظواهر آيات قرآني در أصل حجّيت ظواهر ومفاهيم لفظي ونصّى بقوّت خود باقي مانده وعمل بدان مجاز است ؛ النّهايه برخى از همين مفسّران وأهل فتوى نيز در فرق بين نصّ وظاهر وحجّت بودن هريك باظهار نظري عالمانه پرداختهاند كه ذيلا مورد تحقيق قرار ميگيرد ؛ ليكن حقّ اينستكه نميتوان ظواهر كتاب اللّه را از حجّيت ساقط كرد ؛ زيرا اوّلا براي جميع آيات قرآني چه محكم وچه متشابه از معصومين ( ع ) روايات واخبارى در دست نيست ؛ وثانيا در إسناد آنها به ائمّه ( ع ) واطمينان خاطر محقّق در اين مسئله محلّ تأمّل بسيار است .
امّا نصّ ، عبارت از مفهوم لفظي صريحى است كه معنى كلمه يا جملهء صريح ، بلافاصله در ذهن انسان آمده واحتمال معاني ديگرى جز معنى متبادر واحدى را ندارد ، وحتّى
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 126
مساهمون: غلامحسين رضانژاد
ص١٢٦