تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
لطيف وعالي لفظ ومعنى وبلندى واعتلاء ، همانندى نداشته ومعجزهء پيامبر ( ص ) است .

[ 4 - نظريه بعضي دانشمندان ]

4 - بعضي اعجاز قرآن را در إخبار از قصّه‌هاى تنبّه‌آميز گذشتگان آنهم به أحسن وجوه دانسته وگفته‌اند ؛ خواننده با مطالعهء قصص قرآني چنين مىانديشد كه قرآن وآورنده‌اش در جزئيّات مباحث ودقايق قصّه‌هاى أنبياء ورسل سلف ، با آنان بوده وكمترين قصور وتقصيري در نقل صحيح ومطابق با آنها را روا نداشته است ؛ وبديهي است كه اين نظريّه نيز ناقص بوده ودر حقيقت آيات قصص وأساطير الاوّلين وداستان أنبياء گذشته ، بخشي كم از قرآن را تشكيل ميدهد ، واين مقدار در قبال آيات تكوين وتشريع وكرائم قرآني ديگر ، بسيار اندك بوده وبتعبير ديگر جزئي از كلّ كتاب اللّه را بيان ميكند ، كه البتّه اين مقدار نيز در نفس خود معجزه ميباشد .

[ 5 - قاضى أبو بكر باقلانى ]

5 - قاضى أبو بكر باقلانى در « اعجاز القرآن » وجه اعجاز كتاب اللّه را در تركيب دلنشين ونظم بديع وحسن پيوند وتركيب كلمات بيكديگر شناخته وخارج بودن آن از شيوه‌هاى مرسوم ومعتاد وأساليب متداول در بلاغت را معجزهء خالدهء قرآن ميداند ؛ بنحويكه معارضه وتحدّى وآوردن يك آية همانند آنرا در حدّ امكان هيچ انساني نمىشناسد ودر اثبات اين نظريّه ، به آوردن نمونه‌هايى بارز از فصاحت وبلاغت قرآن مبادرت كرده كه نمونهء كمي از آنرا در زبان نام‌آوران بلاغت در عرب نميتوان يافت .

[ 6 - جمعى از محقّقان ]

6 - جمعى از محقّقان ، اعجاز قرآن را در خبر دادن از ضماير وبواطن دانسته وبه آياتي از آن در صدق نظريّهء خود استناد كرده‌اند ؛ مانند خبر دادن از يهودان كه اين جماعت هيچگاه بمردن نينديشيده وآنرا از خدا تمنّى نمىكنند ، ودر ردّ ونقصان اين نظريّه نيز آنچه در شقّ چهارم گفته آمد ، در اين مبحث ونظر هم وارد بوده وفي الواقع نظر ياد شده ، بخشي ناچيز از اعجاز قرآن است ونه جميع آن .

[ 7 - علم حضرت حقتعالى ]

7 - خداوند تعالى بعلم خود كه صفتي ذاتي است ، بجهات كلام از جميع وجوه محيط بوده ودر جهت ترتّب لفظ واولويّت يك معنى بر معنى ديگر ، ووضع الهى ألفاظ براي معاني ، از احاطه‌اى مالا كلام وتوصيف‌ناپذير برخوردار است وبا علم ذاتي خود ميداند كه براي هر معنى ، چه لفظي را بكار برده وجملات وعبارات قرآني را تركيب كند ، ولذا قرآن حكيم از اين حيث نيز سرمشق بلاغت ونمونهء الهى فصاحت در بيان ميباشد وهيچ أديب فصيح ومتكلّم بليغى را توان تحدّى ومعارضهء با قرآن نبوده وبا اينكه قصائد حوليّه در ادبيّات عرب محسود بلغاء وفصحاء نام‌آور واقع ميشد ، باز هم