تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
اشخاص به وجود آيد ، و اگر نه در مرحلهء عمل هرگز نسبت به مقدر و مقسوم و معدوم نتوان كارى كرده و خلافى عملا نشان داد . و چون اين معنى در مرحلهء قصد و نيت است ، از اين لحاظ تنها به حقيقت ايمان صدمه مىزند ، و به مرحلهء عصيان و تخلف عملى نمىرسد . و هر گاه خواسته باشى از علائم توكل و از شعار متوكلين آگاه شوى ، و ببينى كه چگونه در مقام توكل ايثار و گذشت اختيار مىكنند ، در اين حكايت به دقت تدبر كرده ، و از مضمون آن استفاده كن . روايت شده است كه : يكى از مؤمنين كه در راه توكل بود به محضر يكى از حضرات ائمه ( ع ) مشرف شده ، و از پاسخ مسأله اى كه در موضوع توكل بود پرسش نمود . آن حضرت پيش از اظهار پاسخ ، چون آثار صلاح و صدق و ايمان و ورع را در سيماى آن مرد مشاهده مىفرمود ؛ فرمود ساعتى متوقف شده و مرا مهلت بده تا مذاكره كنيم . در همين ساعتى كه آن حضرت سر به زير انداخته و ساكت و متفكر بود ، مرد فقيرى رسيد . امام ( ع ) دست بر جيب لباس خود كرده و يك دانق ( به فارسى دانگ است و شش يك درهم و از پولهاى خورد و متداول آن زمان است ) در آورده و به آن فقير بخشش و ايثار فرمود . سپس به آن مرد مؤمن متوجه شده و فرمود : اظهار كن آنچه را كه مىخواهى سؤال كرده و بفهمى ! آن مرد عرض كرد : پيش از سؤال كردن مىخواهم جهت تأخير در پاسخ و مهلت گرفتن يك ساعت را بفهمم ، زيرا من معتقدم كه امام عالم است و به هر گونه از سؤالات علمى و تحقيقى مىتواند بدون فكر و بررسى و تأمل پاسخ گويد ، و محتاج به مهلت و تفكر نبوده است ؟ امام فرمود : براى آن بود كه معنى و حقيقت مسئول و مطلوب خود را پيش از مذاكره دريابى از حالت من . و نباشم كه ببينم خود را غفلتكننده از باطن خود ، و در آن حال پروردگار من آگاه و بيناست بر حال من . و غفلت در
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 333 | المنسوب للإمام الصادق ( ع ) / حسن مصطفوى