مقام و مرتبت تو را نزد پروردگار متعال افزايش نداده ، و تو را از آنچه محكوم به آن هستى و يا مقدر در بارهء تو است و يا از آنچه نبايد به تو برسد ؛ بىنياز و بر كنار نمىكند . و از بدگويى و مذمت مردم نيز محزون و دلتنگ مباش ، زيرا بدگويى آنان از درجه و مقام تو نمىكاهد ، و ذرهاى از منافع تو را ضرر نمىزند . و اكتفاء كن به شهادت پروردگار متعال و آگاه بودن او بر اعمال خوب و اعمال بد تو ، چنان كه مىفرمايد : و كفى با لله شهيدا .
[ ( شرح ) ]
بندهء مملوك ، هر گونه منافع و زندگى او به عهدهء مولى و مالك خود بوده ، و برنامهء زندگى و اختيارات او در امور خود همه تحت نظر و فرمان و دستور مولى است . او هيچ گونه خيال تأمين زندگى خود را نمىكند ، با ديگران و با برنامههاى ديگر و با دستورهاى خارج كارى ندارد ، و هدفى بجز اطاعت امر مولى و انجام وظائف معين خود كه از جانب مولى است ، در زندگى خود ندارد ، و براى گشايش كارها و خوشبختى آينده و استخلاص از قيد گرفتارى و محدوديتهايى كه دارد ، به جز خواسته و ارادهء مولى هيچ گونه نظر و اراده يى را مؤثر نمىداند . تعريف و تكذيب ديگران تا هنگامى كه بر خلاف نظر و ارادهء مولى است ، كمترين اثرى در زندگى او نخواهد داشت . همه و همه بندگان خداوند توانا هستند ، با تفاوت اينكه خداوند مالك حقيقى و هم خالق و آفرينندهء اصلى و هم عالم و قادر مطلق و هم ازلى و ابدى و پاينده و هم خداى آفرينندهء همهء موجودات است . همه به زبان به اين معنى اعتراف مىكنند ، ولى رسيدن به حقيقت مطلب و فهميدن حق اين معنى كار مشكل و مخصوص مؤمنين حقيقى مىباشد . انسان اگر از صميم قلب بر بندگى خود آگاه شده و بر مالك حقيقى هميشگى خود مؤمن گشت ، صد در صد بالاتر از آن مىكند كه بندهء ظاهرى انجام مىدهد .
من نه آنم كه ز جور تو بنالم حاشا ، بندهء معتقد و چاكر دولت خواهم ذرهء خاكم و در كوى توام جاى خوشست ، ترسم اى دوست كه بادى ببرد ناگاهم مقام عبوديت از مقامات عاليهء اولياء و انبياء حق است ، اينست كه در مقام توصيف حضرت ختمى مرتبت مىگوييم : اشهد ان محمدا عبده و رسوله - كه پس از عبوديت سزاوار مقام رسالت شده است . پس كسى كه به مقام عبوديت رسيد ؛ كمترين تأثرى از اقبال و ادبار و مدح و ذم ديگران پيدا نخواهد كرد ، و تأثر و اعتناء در مقابل اقبال و ادبار مردم ؛ علامت
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٩٦