بىنياز كند و به طبيعت ايمان پا برجا و بر قرار كند و مشغول مكن خود را با لباسى كه در آخر پوسيده خواهد شد ، و با خوراكى كه در آخر محتاج به خلاء است ، و با خانه و ساختمانى كه رو به ويرانى دارد ، و با مالى كه عاقبت به وراث منتقل خواهد شد ، و با همراهان و برادرانى كه در آخر به جدائى منتهى مىشود ، و با عزت و بزرگواريى كه در نتيجه به خوارى و ذلت مبدل مىگردد ، و با وقار و سنگينى ساختگى كه هر چه زودتر كنار مىرود ، و عيش و لذتى كه به حسرت و ندامت پايان مىپذيرد .
[ ( شرح ) ]
ساختمان و مال و عزت و رفقاء و برادران و عيش و لباس و خوراك از مظاهر زندگى دنيوى مادى است ، و علاقه پيدا كردن و وابستگى به آنها نشانهء علاقه به دنيا مىباشد ، و چون يكى از اين علاقهها در دل انسان جايگير گشت قهرا و بىاختيار تكاليف و وظائف خود را به تكلف انجام خواهد داد ، و به عبارت ديگر مجبور خواهد بود كه اعمال و اقوال و تكاليف دينى را طورى كش داده و به صورتى در بياورد كه با هدف باطنى و علاقهء قلبى خود تطبيق بدهد ، و بلكه خواه و ناخواه چنين انحرافى براى او پيدا خواهد شد . پس يگانه وسيله ، و تنها چارهء دورى از تكلف ، همان تحصيل تقوى و استقامت و پا فشارى در راه حقيقت است .
اينست كه مقام نبوت ملازم با امانت و تقوى است ، تا بتواند بدون كوچكترين اعمال غرض و نظر ، وظيفهء الهى و دستورهاى آسمانى را طبق حقيقت و واقع انجام بدهد . بلغ ما انزل اليك من ربك - آنچه نازل شده است ابلاغ كن .
مستم كن آنچنان كه ندانم ز بيخودى ، در عرصهء خيال كه آمد كدام رفت زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه ، رند از ره نياز بدار السلام رفت .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 150
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٥٠