كه آنها وسيلهء نجات و خلاصى تو خواهند بود . و گاهى از لحاظ حال خوش خود و فكر و نقشهء جالب و آرزوهاى بر آورده شده و تمايلات و خواهشهاى نفسانى خود كه بدست آوردى مغرور مىشوى ، و گمان مىبرى كه تو در راه صدق و حق هستى . و گاهى به خاطر آنچه در مقابل مردم اظهار توبه و ندامت كرده و بر اعمال بد خود پشيمان مىشوى مغرور مىشوى ، و خيال مىكنى كه همين اندازه براى مقام عبوديت و انجام وظائف طاعت كافى است ، در صورتى كه ممكن است باطن و قلب تو بر خلاف اظهار و زبان تو باشد .
[ ( شرح ) ]
غرور اينست كه انسان از ناحيهء خود و از راه خيالات باطل و تصورات بر خلاف حقيقت و افكار پوچ فريفته شده و از صراط حق و درك واقع باز بماند ، و به طورى كه در متن گفته شد :
وسائل غرور و اسباب فريفته شدن زياد است ، و هر كسى به مناسبت شغل و مقام خويش با يك وسيلهء مخصوصى ( از مال و عنوان و فرزندان و اصحاب و تندرستى و طول عمر و حالات خوب و جور آمدن آمال و آرزوها و بر آورده شدن مقاصد و حوائج و علم و اظهار زهد و تقوى و غير اينها ) به خود باليده و از درك حق محروم مىشود . و چون كسى به اين مرض مهلك اخلاقى مبتلا گرديد ؛ كوچكترين قدمى براى كمال و سعادت در راه سير و سلوك نخواهد توانست بردارد .
اى بىخبر از هستى خود همچو كتاب ، در جلد تو آيات الهى به حجاب يعنى ز تو حق پديد و تو از اثرش ، آگاه نه اى چو شيشه از بوى گلاب
( [ قسمت دوم از ] متن )
و ربما أقمت نفسك على العبادة متكلفا و الله يريد الاخلاص ، و ربما افتخرت بعلمك و نسبك و أنت غافل عن مضمرات ما في غيب الله تعالى ، و ربما تو همت أنك تدعو الله و أنت تدعو سواه ، و ربما حسبت أنك ناصح للخلق و انت تريدهم لنفسك أن يميلوا اليك ، و ربما ذممت نفسك و أنت تمدحها على الحقيقة .
مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: المنسوب للإمام الصادق ( ع )
ص١٥٢