نعم يشكل فى الواجب المشروط و المؤقت ، لو أدى تركهما قبل الشرط و الوقت إلى المخالفة بعدهما ، فضلا عما إذا لم يؤد إليها ، حيث لا يكون حينئذ تكليف فعلى أصلا ، لا قبلهما و هو واضح ، و لابعدهما و هو كذلك ، لعدم التمكن منه بسبب الغفلة ، و لذا التجأ المحقق الاردبيلى و صاحب المدارك ( قدّس سرّهما ) إلى الالتزام بوجوب التفقه و التعلم نفسيا تهيئيا ، فتكون العقوبة على ترك التعلم نفسه لا على ما أدى إليه من المخالفة .
شرح
اشكال وجوب تعلم در واجبات مشروط
آرى ، در مورد واجب مشروط و واجب موقّت ، [ مانند : نماز جمعه ، كه وقت خاصى دارد ، استحقاق عقوبت بر ترك واجب به خاطر ترك مقدمهاش . يعنى تعلّم و تفحّص ، مورد اشكال است ، هرچند ترك تعلّم و تفحّص ، پيش از شرط ، [ مانند : استطاعت ، در واجب مشروط ] و پيش از وقت ، [ مانند : نماز ظهر در واجب موقّت ] ، منجر به مخالفت پس از حصول شرط و وقت شود ، چه رسد زمانى كه به اين مخالفت منجر نشود ، زيرا در اينصورت [ كه واجب ، مشروط يا موقت است ] نه قبل و نه بعد از حصول شرط و موقت نسبت به واجب از اساس تكليف ، فعلى نيست ، [ زيرا وجوبى براى مشروط و موقت نيست ، مگر آنكه از آن دو ، وجوب به مقدمه - يعنى تعلّم - ترشح كند ] و اين روشن است به دليل عدم تمكن « 1 » از واجب به سبب غفلت ، ازاينرو محقق اردبيلى و صاحب مدارك قدّس سرّهما [ براى رفع اين اشكال ] پناه بردهاند به اين [ پاسخ ] كه : ملتزم مىشويم كه تفقّه و تعلّم وجوب نفسى تهيّئى دارد بنابراين ، عقوبت بر ترك خود آن تعلم بوده ، نه بر [ ترك تعلّم و ] مخالفتى كه به آن منجر شده .هامش
( 1 ) . مگر آنكه گفته شود ، مواخذه بر ترك مشروط يا موقت ، نزد عقلا ، زمانى كه از انجام آن دو فى الجمله متمكن باشد ، صحيح است ، هرچند به اينصورت كه هرگاه ملتفت شد ، تفحّص و تعلّم كند ، و تمكن از آندو پس از حصول شرط و دخول وقت ، بهطور مطلق لازم نيست ، چنان كه اين از مراجعهء عقلا و مؤاخذهشان بر بنده به خاطر ترك واجبات مشروط يا موقت ، بواسطهء ترك تعلّم آنها پيش از شرط يا وقت ، كه منجر به ترك تعلم پس از حصول يا دخولش مىشود ، روشن است تأمل كنيد ( مؤلف قدّس سرّه ) .