و لا يصغى إلى ما ربما قيل : بعدم وجود القاصر فيها ، لكنه إنما يكون معذورا غير معاقب على عدم معرفة الحق ، إذا لم يكن يعانده ، بل كان ينقاد له على إجماله لو احتمله .
هذا بعض الكلام مما يناسب المقام ، و أما بيان حكم الجاهل من حيث الكفر و الاسلام ، فهو مع عدم مناسبته خارج عن وضع الرسالة .
الثانى : الظن الذى لم يقم على حجيته دليل ، هل يجبر به ضعف السند أو الدلالة بحيث صار حجة ما لولاه لما كان بحجة ، أو يوهن به ما لولاه على خلافه لكان حجة ،
شرح
و به اين سخن كه گاهى گفته شده ، نبايد گوش فراداد كه : در اعتقاديات ، جاهل قاصر وجود ندارد ، [ و همه جاهل مقصراند ] ، نهايت امر بخاطر عدم معرفت حق ، عقاب نشده و معذوراند ، مشروط بر آنكه در عدم معرفت حق ، عناد نداشته باشند ، بلكه آنچه را احتمال مىدهد [ كه در واقع حق است ] ، به اجمال نسبت به آن منقاد باشد .
اين ، بخشى از گفتار [ در ظن به اصول دين ] بود ، كه به مناسبت مقام ايراد كرديم . و اما در حكم جاهل [ مقصر و قاصر ] ، از جهت كفر و اسلام ، به خاطر عدم مناسبت با مقام بحث و نيز خروج آن از وضع رساله ، سخنى به ميان نمىآوريم .