تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
و كذلك لا دلالة من النقل على وجوبه ، فيما يجب معرفته مع الامكان شرعا ، بل الادلة الدالة على النهى عن اتباع الظن ، دليل على عدم جوازه أيضا . و قد انقدح من مطاوى ما ذكرنا ، أن القاصر يكون فى الاعتقاديات للغفلة ، أو عدم الاستعداد للاجتهاد فيها ، لعدم وضوح الامر فيها بمثابة لا يكون الجهل بها إلا عن تقصير ، كما لا يخفى ، فيكون معذورا عقلا .
شرح
همچنين نسبت به مواردى كه در صورت امكان معرفت ، شرعا واجب باشد ، نيز [ پس از انسداد باب علم ] ، دلالتى از راه ادلّه نقلى بر وجوب تحصيل ظن به عقائد نيست ، بلكه ادلّه دال بر نهى از پيروى از ظنّ ، نيز دليل است بر عدم جواز پيروى از ظنّ .

وجود جاهل قاصر در اعتقادات

از آنچه گفته آمد ، روشن شد كه در اعتقاديات ، جاهل قاصر عبارتند از : 1 . غافل [ از وجوب تحصيل امر اعتقادى ] ، 2 . يا كسى كه براى اجتهاد در اعتقاديات ، استعداد ندارد ، [ مانند : كودكان و ساده‌لوحان ] ؛ زيرا امر در اعتقاديات ، روشن نيست ، به‌طور كلى جهل به اعتقاديات ، تنها از روى تقصير و كوتاهى باشد [ - به‌طورى كه جهلش به آن از روى كوتاهى تلقى نمىشود چنان كه پوشيده نيست . پس ، عقلا معذور است . « 1 »
هامش
( 1 ) . و اين ، با عدم استحقاق او حتى يك درجه [ از ثواب ] را نيز ، منافات ندارد ، بلكه مستحق دركه مىباشد ، به دليل نقصانش ، به سبب نبودن ايمان به خداوند متعال ، يا به رسول خدا ، و يا به دليل عدم معرفت اوليايش ؛ زيرا بديهى است نقصان انسان بدان دليل ، سبب بعد و دورى او از ساحت جلال خداوند متعال مىشود ، و اين ، به‌طور قطع ، دركه‌اى از دركات [ جهنم ] را درپى دارد ، پس بنابراين اساس ، اشكالى در ظاهر برخى از روايات و آيات - مانند : خلود كافر [ در جهنم ] ، به‌طور مطلق ، هر چند قاصر باشد - نيست . بنابراين ، قصور و كوتاهى او ، تنها در دفع مؤاخذه از او به دركاتى كه درپى دارد ، سودمند است ، نه در مواردى كه نقصان ذات او و پستى و خساست او را درپى دارد . در نتيجه هرگاه به دليل يادشده به اقتضاى ذات منتهى شود ، جايى براى سؤال از آن با « لم ذلك ؟ » نيست . فافهم ، ( مؤلف قدّس سرّه ) .
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 463 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى