تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
من الموضوعات ، لما عرفت من شمول مثل الآية للخبر الحاكى للخبر بنحو القضية الطبيعية ، أو لشمول الحكم فيها له مناطا ، و إن لم يشمله لفظا ، أو لعدم القول بالفصل ، فتأمل جيدا . و منها : آية النفر ، قال اللّه تبارك و تعالى :
فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ
الآية ، و ربما يستدل بها من وجوه : أحدها : إن كلمة ( لعل ) و إن كانت مستعملة على التحقيق فى معناه الحقيقى ، و هو الترجى الايقاعى الانشائى ، إلا أن الداعى إليه حيث يستحيل فى حقه تعالى أن يكون
شرح
در نتيجه حكم ( - صدق العادل ) نخست براى خودش موضوعى درست كرد ( خبر العدل ) سپس خودش بر آن بار شد و اين از محالات است كه حكمى براى خودش موضوعى محقق سازد و سپس بر آن مترتب شود . بنابراين ادلهء حجيت ، چنين خبر واحدى را ( - خبر مفيد ) شامل نمىشوند ] . ولى اين [ - بىجا بودن اين اشكال ] ، بدان دليل است كه وقتى خبر عادل ، به حكم آيه ، حقيقتا اثر شرعى داشت ، واجب است اين اثر را در زمانى كه عادل به آن خبر داد ، همانند ساير آثار موضوعات داراى اثر ، بر آن مترتب دانست ، به دليلى كه دانستيد كه امثال آيه نباء شامل خبرى كه خبر ديگر را حكايت مىكند ، [ مانند : خبر شيخ مفيد كه حاكى خبر صفار است ] ، يا به نحو قضيهء طبيعيه و يا به خاطر شمول حكم آيه ، خبر داراى واسطه را از باب وجود مناط هرچند لفظا شامل آن نشود و يا بخاطر نبودن قول به فصل ، شامل مىشود ، [ هرچند از جهت دلالت لفظى بواسطه اشكال و محذور يادشده چنين قابليتى را نداشته باشد ] .

2 . آيه نفر

از جملهء آيات ، آيه نفر است ، خداوند متعال مىفرمايد « پس چرا از هر گروهى ، دسته‌اى كوچ نمىكنند . . . » به اين آيه از چند طريق استدلال شده است : نخست : واژهء « لعلّ » [ در پايان آيه ] ، هرچند به‌طور تحقيق در معناى حقيقى خود كه ترجى ايقاعى انشائى است به كار رفته ، ولى داعى براين معنا ، چون در حق خداوند متعال ، محال است و ترجى حقيقى در خداوند متعال راه ندارد .