تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
كيف ؟ و لا يكاد يصل إلى فهم كلمات الاوائل إلا الأوحدى من الأفاضل ، فما ظنك بكلامه تعالى مع اشتماله على علم ما كان و ما يكون و حكم كل شئ . أو بدعوى شمول المتشابه الممنوع عن اتباعه للظاهر ، لا أقل من احتمال شموله لتشابه المتشابه و إجماله . أو بدعوى أنه و إن لم يكن منه ذاتا ، إلا أنه صار منه عرضا ، للعلم الاجمالى بطروء التخصيص و التقييد و التجوز فى غير واحد من ظواهره ، كما هو الظاهر . أو بدعوى شمول الاخبار الناهية عن تفسير القرآن بالرأى ، لحمل الكلام الظاهر فى معنى على إرادة هذا المعنى .
شرح
چگونه [ قرآن را كسى بفهمد ] و حال آنكه به فهم كلمات عالماى اولين ، جز افاضل ، كسى دست نمىيابد [ و هرگاه نسبت به كلمات علماى سترگ ، امر چنين باشد ] پس نسبت به كلام حضرت حق‌تعالى چه گمانى مىتوان داشت ، با اينكه كلام حضرتش ، مشتمل است بر علم گذشته و آينده و حكم هرچيزى ؛ 3 . يا ادعا كرده‌اند [ كه آيات ] متشابهى كه تبعيت كردن از آنها ممنوع است ، شامل ظاهر [ آيات نيز ] مىشود . [ ازاين‌رو نبايد به ظاهر آيات عمل كرد و بر فرض ، يقين نداشته باشيم كه ظاهر مشمول متشابه است ] دست‌كم احتمال داده مىشود كه متشابه ، شامل ظاهر [ آيات نيز ] باشد ؛ زيرا از جهت اجمال ، با متشابه تشابه دارد ؛ 4 . ظواهر قرآن ، هرچند ذاتا مصاديق متشابه نيستند ، ولى بالعرض از متشابهات هستند ، زيرا علم اجمالى داريم كه بر بيش از يك ظاهر قرآن تخصيص و تقييد و مجاز عارض شده است ، چنان كه اين مطلب روشن است [ و همين امور سبب آن است كه به هرظاهرى كه بخواهيم عمل كنيم ، احتمال تخصيص يا تقييد يا ارادهء مجاز در آن داده شود ، و اين احتمال ما را از عمل به آن باز مىدارد ، همانسان كه حال در متشابهات چنين است ] ؛ 5 . و يا ادعا كرده‌اند كه اخبار نهىكننده از تفسير قرآن به رأى ، شامل حمل كلامى كه ظاهر در معنايى است ، بر ارادهء اين معنا [ كه نزد مفسر ظهور دارد نيز ] مىشود . [ و به تعبير ديگر : حمل كلام بر معناى ظاهرش نيز نوعى تفسير به رأى است ؛ زيرا معلوم نيست همان ظاهر ، مراد حضرت حق‌تعالى باشد ] .