پيامبر به مدينه براى او كتابت نمود ، ابّى بن كعب انصارى بود و زيد بن ثابت نيز با او مىنوشت و زيد از ساير كاتبان وحى در كتابت استوارتر بود . « 1 »
به نظر مىرسد كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم از همان آغاز نزول وحى در مكه به ثبت كردن متن قرآن اهتمام داشت . در داستان مسلمان شدن عمر بن خطاب آمده است كه سوره ( طه ) در صحيفهاى در خانه فاطمه دختر خطاب و خواهر عمر نوشته شده بود و او و همسرش از روى آن از خباب بن ارت قرآن مىآموختند « 2 » و اين صحيفه كه سوره طه بر آن نوشته شده بود يكى از صحيفههاى متعددى بود كه ميان مسلمانان مكه متداول بود و مشتمل بر سورههاى ديگر قرآن هم بود . « 3 »
اگر شرايط ويژه در مكه باعث شد كه بسيارى از اخبار مربوط به كتابت قرآن در اين دوره در حجاب بماند ، مسأله در مدينه به صورتى ديگر بود و روايات با وضوح و تاكيد اين حالت را بيان مىكند ، مثلا ابن ابى داود روايت مىكند كه محمد بن يحيى از ابو صالح و او از ليث و او از ابو عثمان وليد بن ابو الوليد و او از سليمان بن خارجة بن زيد و او از پدرش خارجه بن زيد نقل مىكند كه گفت : « 4 » « چند نفر بر زيد بن ثابت وارد شدند و گفتند :
بعضى از احاديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم را براى ما بازگو كن . او گفت : به شما چه بگويم ؟ من همسايهء پيامبر بودم وقتى بر آن حضرت وحى نازل مىشد كسى را به دنبال من مىفرستاد و من وحى را مىنوشتم . . . » هر وقت بر پيامبر وحى نازل مىشد به كسى كه در كنارش بود ، مىفرمود : زيد را پيش من بخوانيد و با خود ورق و دوات و يا كتف و دوات بياورد ، سپس به او مىگفت : بنويس . . . و آيات را بر او املاء مىكرد . « 5 » ابو عبيد قاسم بن سلام روايت مىكند كه وقتى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم آيهاى نازل مىشد ، كسى را مىخواست كه براى او بنويسد و
هامش
( 1 ) ابن عبد البر ، ج 1 ص 68 و بنگريد به : ابن حزم ص 27 و ابن قيم جوزى ج 1 ص 29 .
( 2 ) ابن سعد ج 3 ص 267 - 268 و ابن هشام : السيرة النبويه ج 1 ص 344 .
( 3 ) محمد حسين هيكل ص 309 .
( 4 ) المصاحف ص 3 و بنگريد به : ذهبى ( شمس الدين محمد بن احمد بن عثمان ) : سير اعلام النبلاء ، قاهره دار المعارف ، 1957 ج 2 ص 307 .
( 5 ) بنگريد به : بخارى ، ج 6 ، ص 227 و تخريج أن : الساعاتى ( احمد بن عبد الرحمن البنا ) : الفتح الربانى لترتيب مسند الامام احمد ، ط 1 ، قاهره ، 1374 ه ، ج 18 ، ص 29 .