چون مصادرى كه به آنها اشاره شد و مصادر ديگرى كه اخيرا نوشته شده متكفل بيان اين مطلب است . ما مىخواهيم ميزان ارتباطى را كه ميان كتابت امروزى ما و بيان رسم مصحف موجود است ، بيان كنيم . بسيارى از پيشينيان و دانشمندان جديد گفتهاند كه ميان اين دو روش ، جدايى و دورى وجود دارد ، و مردم سخن ابن درستويه را تكرار كردهاند كه :
« كتاب خداوند را چنين يافتيم كه هجاى آن قابل قياس نيست و با خط آن نمىتوان مخالفت كرد ، بلكه بايد آنچه كه در مصحف وجود دارد ، مورد پذيرش واقع شود » « 1 » تا جايى كه ابو حيان گفته : « كتابت سه نوع اصطلاح دارد : اصطلاح عروض ، اصطلاح كتابت مصحف و اصطلاح كتابتى كه جز اين دو است . » « 2 » و ابن خلدون در مقدمه تاريخ خود از كتابت عربى به نحوى سخن گفته كه معلوم مىشود در زمان نسخهبردارى مصحفهاى امام ، دو روش در كتابت عربى وجود داشته : اولى همان كه در مصاحف آمده ، و دومى روشى كه در غير مصاحف به كار مىرفته است . « 3 »
حقيقت اين است كه در اينجا خطا و لغزشى وجود دارد كه بسيارى از پژوهشگران در آن افتادهاند . آنها به رسم عثمانى از ديد قواعدى كه علماى عربى وضع كردهاند ، نگريستهاند و گمان نمودهاند كه كتابت عربى در نيمه اول از قرن اول هجرى به همان صورت بوده كه علماى عربى در هجاء گفتهاند و از همين جا بوده كه پديدههايى را كه در رسم عثمانى آمده ، خروج از اين قواعد پنداشتهاند و حتى بعضى از آنها ، آن موارد را خطا دانستهاند و بعضى به اين سخن اكتفا كردهاند كه رسم مصحف قابل قياس نيست و نمىتوان با آن مخالفت نمود و بايد آنچه در مصحف وجود دارد ، مورد پذيرش واقع شود . « 4 »
نظر حق و روش درست در فهم حقيقت رابطه ميان رسم مصحف و املاى عربى ، اين است كه بگوييم بر كتابت عربى روزگارى گذشته كه به صورت رسم عثمانى نوشته مىشد .
سنگ نوشتههاى مربوط به قرن اول هجرى به اين مطلب شهادت مىدهد ، ولى گسترش استخدام كتابت در قرنهاى اوليه هجرى ، به وضوح نياز به قواعد كتابت را به وجود آورد و
هامش
( 1 ) ابن درستويه : الكتاب ، ص 5 .
( 2 ) سيوطى : همع الهوامع ، ج 2 ، ص 243 .
( 3 ) ابن خلدون : مجلد 1 ، ص 757 .
( 4 ) بنگريد به : مبحث دوم از فصل سوم اين كتاب .