اين مهم هم بر عهده دانشمندان فن قرائت بود و شايد آغاز حركت تأليف در اين دو موضوع به آغاز قرن دوم هجرى مربوط باشد . ما پيش از اين به تفصيل درباره تأليفات مربوط به رسم سخن گفتيم . و شايد تأليف در موضوع رسم مصحف سابق بر تأليف در موضوع املاء باشد ، زيرا نخستين بارى كه از شكل هجايى كلمات در رسم مصحف خارج شدند ، اين موضوع توجه كارگزاران علوم قرآنى را به خود جلب كرد و آنها بسرعت كلمات مصحف را توصيف كردند و اين در زمانى بود كه مردم در زمينههاى ديگر كتابت مىكردند و رسم كلمات را تغيير مىدادند بدون اينكه علما تأثير مستقيمى در اين تطور داشته باشند ، تا جايى كه به ضبط و تأسيس قواعد نياز پيدا شد و علماى عربى به طور مستقيم در اين كار سهيم شدند و اين حركت را رهبرى كردند و از ملاحظات پراكندهاى كه در كتابهاى آنها پخش شده بود ( مانند گفتار فراء در معانى القرآن راجع به كيفيت رسم بعضى از كلمات در مصحف و اينكه مردم آنها را در غير قرآن چگونه مىنويسند ) به تأليف رسالهها و كتابهايى در اين موضوع روى آوردند تا كاتبان را به روش مناسب در رسم راهنمايى كنند . كتابهاى مربوط به طبقات لغويها و نحويها مقدارى از تأليفات در موضوع خط و هجاء را تذكر دادهاند و منظور از آن همان چيزى است كه امروز به آن « املاء » مىگوييم و از جمله آنهاست :
1 . « الخط و الهجاء » تأليف ابو العباس محمد بن يزيد مبرد ( متوفى 285 ه ) « 1 » .
2 . « الهجاء » تأليف ابو العباس احمد بن يحيى ثعلب ( متوفى 291 ه ) « 2 » .
3 . « الهجاء » تأليف ابو الحسن محمد بن احمد بن كيسان ( متوفى 299 ه ) . « 3 » ياقوت از اين كتاب با نام « الهجاء و الخط » ياد كرده است « 4 » .
4 . « الهجاء » تأليف ابوبكر محمد بن سرى سراج ( متوفى 316 ه ) « 5 » .
هامش
( 1 ) ابن نديم : ص 59 و ياقوت : معجم الادباء ، ج 19 ، ص 121 و قفطى : ج 3 ، ص 251 .
( 2 ) ابن نديم : ص 74 و ياقوت : همان مصدر ، ج 5 ، ص 143 و قفطى : ج 1 ، ص 151 و ابن خلكان : ج 1 ، ص 87 و سيوطى : بغية الوعاة ، ج 1 ، ص 397 .
( 3 ) ابن نديم : ص 81 و قفطى : ج 3 ، ص 59 .
( 4 ) معجم الادباء ، ج 17 ، ص 139 .
( 5 ) ياقوت : همان مصدر ، ج 18 ، ص 200 و بنگريد به : سيوطى : بغية الوعاة ، ج 1 ، ص 110 .