در هجاء است كه در معنايش عجيب و در محتوايش غريب است . » « 1 » اهميت اين كتاب در عصر ما بيشتر است چون غير از آن ، كتاب ديگرى از كتابهاى قديمى در موضوع هجاء در دست نداريم . « 2 »
فصلهايى درباره هجاء در بعضى از كتب لغوى و نحوى و ادبى قديم وارد شده كه اهميت دارد ، بخصوص اينكه آنها به دورههاى پيشين مربوط مىشوند ، مانند مطالبى كه در « ادب الكاتب » ابن قتيبه ( متوفى 276 ه ) مىبينيم و يا در كتاب صولى ( متوفى 336 ه ) به نام « ادب الكتّاب » « 3 » و نيز در كتاب « المقصور و الممدود » از ابن ولاد ( متوفى 332 ه ) دو باب در موضوع هجاء وجود دارد ، « 4 » و در كتاب « الجمل » زجاجى ( متوفى 340 ه ) چندين باب در موضوع هجاء وجود دارد ، « 5 » و نيز بابى درباره هجاء در كتاب « شافيه » ابن حاجب ( متوفى 646 ه ) « 6 » و كتاب « تسهيل الفوائد » از ابن مالك « 7 » و « صبح الاعشى » از قلقشندى « 8 » ( متوفى 821 ه ) موجود است و سيوطى فصل گستردهاى درباره هجاء و خط در آخر كتاب « همع الهوامع » « 9 » آورده است به اضافه اشاراتى كه در اين موضوع در منابع ديگر وجود دارد . « 10 »
هدف ما در اينجا تفصيل درباره قواعد هجاء و املاء كه امروز استعمال مىشود نيست ،
هامش
( 1 ) ابوبكر زبيدى : ص 127 و قفطى گفته است : آن از بهترين تأليفات اوست .
( 2 ) در نسخه چاپ شده « الكتاب » ابن درستويه ، ص 4 آمده است : « اين كتاب را در خلافت المعتصم باللّه تأليف كردم » . اين سخن موجب بحث و گفتگو درباره صحت انتساب كتاب به ابن درستويه شده چون معتصم در سال 227 ه در گذشته است . ولى استاد عبد اللّه جبورى اين خطا را تصحيح كرده و با رجوع به نسخههاى خطى كتاب گفته است كه درست آن « المعتضد باللّه » است كه در سال 289 درگذشته است ( بنگريد به : ابن درستويه : ص 77 ، بغداد ، چاپخانه العانى ، 1974 ) .
( 3 ) شايد دو كتاب « ادب الكتاب » و « صناعة الكتاب » از ابو جعفر نحاس ( متوفى 337 ه ) محتوى فصلهايى درباره كتابت و هجاء بوده ( بنگريد به : ياقوت : معجم الادباء ، ج 4 ، ص 228 ) .
( 4 ) ص 167 - 162 .
( 5 ) الجمل ، ص 280 - 269 .
( 6 ) بنگريد به : استر آبادى : شرح الشافيه ، ص 395 - 382 .
( 7 ) تسهيل الفوائد ، ص 338 - 332 .
( 8 ) بنگريد به : صبح الاعشى ، ج 3 ، ص 172 به بعد .
( 9 ) همع الهوامع ، ج 2 ، ص 244 - 231 .
( 10 ) نصر الهورينى : ص 4 - 3 .