5 . در سوره بقره ( 2 / 54 )
. . . فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ
گفته شده كه آن را ( فاقيلوا انفسكم ) خواندهاند .
6 . در سوره فتح ( 48 / 9 - 8 )
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً - لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلًا
گفته شده كه آن را ( و تعزّزوه ) خواندهاند .
و از جمله مثالهايى كه به آنها استدلال شده كه نبودن علامتهاى حركتها در خط باعث پيدايش بعضى از قرائتها شده ، مثالهاى زير است : « 1 » 7 . در سوره حجر ( 15 / 8 )
ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ . . .
به صورت ( تنزّل و تنزل و تنزل ) هم خوانده شده است .
8 . در سوره رعد ( 13 / 43 )
وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
در بعضى از قرائتها ( و من عنده علم الكتاب ) يا ( و من عنده علم الكتاب ) خوانده شده است .
9 . در سوره مائده ( 5 / 6 )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ
به صورت ( ارجلكم ) با كسره لام نيز خوانده شده است .
سخن گلدزيهر را بعضى از مستشرقان ديگر « 2 » و نيز بعضى از پژوهشگران غرب زده شرقى هم تكرار كردهاند . اينها كسانى هستند كه بسيارى از تفاصيل تاريخ قرآن را نفهميدهاند « 3 » و يا اين تفاصيل را نادرست فهميدهاند . نه اينها و نه آنها حقيقت روشنى را در نيافتهاند كه انسان هر چه در تاريخ آن تعمق مىكند و با روحى كه مسلط بر روح آن است و اركان آن بر آن اساس قرار گرفته ، نگاه كند بيشتر روشن مىشود .
از وقتى كه اين نظريه در ميان كارشناسان علوم قرآن شهرت يافت ، آنها در بررسيهاى خود آن را مورد توجه قرار دادند و نادرست بودن آن را بيان كردند و مطابق با سليقههاى خود دليلهايى را ذكر كردند كه اين نظريه صحيح نيست و قرائتها پيش از آنكه مردم
هامش
( 1 ) مذاهب التفسير الاسلامى ، ص 14 - 13 .
( 2 ) از جمله آنهاست بروكلمان ( بنگريد به : تاريخ الادب العربى ، ج 1 ، ص 140 ) و او توبرتزل ( بنگريد به : مقدمه تحقيق كتاب التيسير :
دانى ، ص ى ) و آرتر جفرى ( بنگريد به : مقدمه كتاب المصاحف از ابن ابى داود ص 7 ) .
( 3 ) از جمله آنان جواد على است ( بنگريد به : لهجة القرآن الكريم ، ص 289 و 293 ) و دكتر عبد الّه خورشيد ( بنگريد به : القرآن و علومه فى مصر ، ص 91 ) و دكتر صلاح الدين المنجد ( بنگريد به : دراسات فى تاريخ الخط العربى ، ص 42 ) .