داشته حفظ گردد ، و چون قرائت سنت است كه بايد از آن پيروى شود « 1 » و رسم عثمانى كه موافقت با آن شرط قبول قرائت بود ، معيارى قرار گرفت كه روايات صحيحى را كه داخل در محدوده آن نمىشد رد مىكرد . بنابراين ، رسم عثمانى قرائت را ايجاد نمىكند بلكه بر آن حاكميت دارد . « 2 »
ديگر اينكه قرآن تنها در صحيفه و نوشتهها نبوده بلكه اين نوشتهها را حفظ حافظان و دريافت شفاهى و عرضه و سماع ، يارى كرده است و طبقات قاريان يكى پس از ديگرى به وجود آمده است . آنچه از كتاب ابو عبيد درباره قرائتهاى قرن اول و دوم نقل كرديم ، همين روش را كه قاريان در تلقى و نقل قرآن پيش گرفتهاند ، تصوير مىكند ، و نمونههايى از علاقه قاريان به عرضه و سماع و روشهاى آنها در اين مورد گذشت و قاريان احيانا ديدهاند كه كتابت تلفظ را ضبط نمىكند و لذا تصريح كردهاند كه اين حرف جز از طريق شفاهى قابل ضبط نيست . قرائت حمزه كلمه ( الصراط ) را در فاتحة الكتاب كه ميان صاد و زاء تلفظ مىكرد و صاد را آشكار مىنمود ، در كتابت عربى علامتى ندارد كه به آن دلالت كند . و براى همين است كه مىبينيم ابن مجاهد مىگويد : « نوشته آن را ضبط نمىكند » « 3 » و در جاى ديگر راجع به قرائت حمزه كلمه ( مستهزؤن ) را در سوره بقره ( 2 / 14 ) مىگويد : « و اين جز در تلفظ ضبط نمىشود « 4 » » و قراء هر وقت در حفظ خود شك كنند آن را ترك مىگويند و مطابق با حفظ قارى ديگر مىخوانند . ابن مجاهد نقل مىكند كه ابو بكر بن عياش گفته : « در حفظ من از عاصم
بَئِيسٍ
( اعراف 7 / 165 ) بر وزن « فيعل » بود سپس در آن شك كردم پس روايت آن را از عاصم ترك نمودم و از اعمش به صورت ( بئيس ) حفظ كردم كه مانند قرائت حمزه است . « 5 » ابن كثير به تنهايى
رَأْفَةٌ
( نور 24 / 2 ) با فتحه همزه خوانده ولى در سوره حديد ( 57 / 27 ) با سكون همزه خوانده است . ابن مجاهد گفته : « من براى قنبل چنين خواندم و قنبل گفت : ابن ابى بزه اشتباه كرده و هر دو را با حركت خواند . وقتى من به او خبر
هامش
( 1 ) دكتر عبده الراجحى : ص 71 .
( 2 ) دكتر عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنيه ، ص 210 .
( 3 ) السبعه ، ص 106 .
( 4 ) السبعه ، ص 142 .
( 5 ) همان مصدر ، ص 297 .