تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
فرستاد و او نخستين كسى بود كه به شهرها مصحف فرستاد » . شايد با توجه به رواياتى كه ذكر كرديم و معنايى كه براى تغيير مذكور در روايت ابن ابى داود بيان نموديم و با توجه به شناخت طبيعت مواردى كه تغيير مذكور شامل آن شده است ، فهم صحيح روايت به دست آيد و آن اينكه گروهى كه حجاج آنها را به بررسى مصاحف فرا خواند ، اين موارد را مطابق با مصحف عثمانى تصحيح نمودند ، و بدين‌گونه اين شبه به كلى منتفى مىشود .

دوم : شبهه تأثير رسم الخط در تعدد قرائات

به نظر مىرسد كه گروهى از مستشرقان در حالى كه تاريخ قرآن و قرائت آن را بررسى نموده‌اند ، از يك حقيقت واضح و روشن غفلت كرده‌اند ، و آن اينكه قرآن به پيامبر ( ص ) نازل شده و آن حضرت قرآن را از حفظ و نه از روى نوشته بر مردم تلاوت مىكرد و آنها مىشنيدند و آن را حفظ مىكردند ، و كتابت وسيله‌اى براى نشر و تعليم قرآن نبود با اينكه پيامبر ( ص ) به كتابت و حفظ آن دستور داده بود و به هر كدام از صحابه كه مىخواستند اجازه داده بود كه قرآن را بنويسند ، و او هنگامى كه خواست قبل از هجرت به مردم مدينه قرآن ياد بدهد ، به آنها مصحفى نداد كه از روى آن بخوانند بلكه كسى را فرستاد تا قرآن را براى آنها بخواند و آنها بشنوند و اين يك سنت بود كه پس از پيامبر هم ادامه يافت . وقتى يزيد بن ابى سفيان از عمر خواست كه در جهت تعليم قرآن به مردم شام او را يارى كند ، او سه نفر از بزرگان قاريان صحابه را فرستاد و مصاحفى را نفرستاد كه از روى آن قرائت كنند . و چون عثمان مصحفهاى امام را كه در مدينه نوشته شده بود به شهرها فرستاد همراه با آنها كسى را هم فرستاد كه مصحف را بخواند و شواهد اين مطلب بسيار است و اين سخن مشهور از صحابه و تابعين نقل شده كه : ( قرائت سنت است و آن را نسل بعدى از نسل قبلى مىآموزند ) يا ( قرائت سنت است و از آن تجاوز نمىشود ) . اين گروه مستشرقان از اين حقيقت بزرگ در تاريخ و قرائت قرآن غفلت كرده‌اند و بعضى از آنها ادعا كرده‌اند كه بسيارى از قرائتها نتيجه ويژگيهاى رسم عثمانى است ، چون از علامتهاى حركات و تشخيص حروف مشابه خالى بوده است و بدين گونه گمراه شده‌اند و بسيارى را گمراه كرده‌اند .