شايد مشهورترين كسى كه در اين باره سخن گفته است ، گلدزيهر مجارستانى الاصل ( متوفى 1921 م ) باشد . او در اول كتاب خود « مذاهب التفسير الاسلامى » هنگامى كه از اختلاف قرائتها صحبت مىكند ، مىگويد : « 1 » « پيدايش بسيارى از اين اختلافات به اين خصوصيت خط عربى بر مىگردد كه شكل رسم شده آن به مقدارى از حروف مختلف دلالت مىكند و اين اختلاف به پيروى از اختلاف نقطههايى كه بالاى شكل يا پايين آن گذاشته مىشود و نيز تعداد اين نقطهها به وجود آمده است . حتى در حالت تساوى مقدار حروف نيز اختلاف در حركات باعث اختلاف مىشود . چون حركات در نگارش اصلى عربى علامتى ندارند و اين به اختلاف در مواضع اعراب كلمه منجر مىشود و در نتيجه به اختلاف دلالت آنها منتهى مىگردد . بنابراين ، اختلاف در نقطه گذارى شكل رسم شده و اختلاف در كلمه ساخته شده از حروف صامت ، علت اصلى پيدايش اختلاف قرائتها در متن شده است كه اصلا نقطه نداشته يا در نقطه گذارى و حركت گذارى آن دقت نشده است » .
او پس از اين سخن مثالهايى را ذكر مىكند كه سعى دارد به وسيله آنها به تأثير خط در پيدايش قرائتها استدلال نمايد . از جمله مثالهايى كه ذكر مىكند و آنها را به عدم وجود نقطه ميان حروف مشابه بر مىگرداند ، مثالهاى زير است : « 2 » 1 . در سوره اعراف ( 7 / 48 )
. . . قالُوا ما أَغْنى عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ
بعضيها آن را ( تستكبرون ) با ثاء بعد از كاف خواندهاند .
2 . در همان سوره ( 7 / 57 )
وَ هُوَ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ
بعضيها ( نشرا ) با نون به جاى باء خواندهاند .
3 . در سوره توبه ( 9 / 114 )
وَ ما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لِأَبِيهِ إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاهُ
با ياء است ولى حماد آن را ( اباه ) با باء خوانده است .
4 . در سوره نساء ( 4 / 94 )
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً
خوانده شده : ( فتثبتوا ) .
هامش
( 1 ) مذاهب التفسير الاسلامى ، ص 9 - 8 .
( 2 ) . همان مصدر ، ص 13 - 9 .