همچنين حرف دوم ( 5 / 48 ) در مصحف ابن مسعود ( شريعة ) بوده « 1 » و حرف هشتم ( 43 / 32 ) در مصحف ابن مسعود « معايشهم » بوده « 2 » و حرف يازدهم ( 81 / 24 ) « بظنين » در مصحف ابن مسعود چنين بوده است « 3 » و حرف سوم ( 10 / 22 ) و پنجم ( 23 / 85 ، 87 ، 89 ) از مواردى است كه مصحفهاى امام در آنها اختلاف دارند به گونهاى كه در مبحث سابق گذشت و نمىدانيم كه آيا موارد 4 ، 6 ، 7 ، 9 ، 10 قرائتها و حروف بعضى از مصاحف صحابه بوده يا چنين نبوده است ؟ بنابراين ممكن است بگوييم كه اين يازده مورد از مواردى بوده كه با مصحف عثمانى مخالفت داشته و چون حجاج در نفى هر گونه تحريف و مخالفتى در مصحف سعى مىكرده ، طبيعى بوده كه به تغيير و اصلاح اين موارد دستور بدهد ، زيرا مواردى كه حجاج آنها را تثبيت كرده همان است كه امت اسلامى جلوتر از او بر آنها اجماع داشتند .
از چيزهايى كه موضوع را روشنتر مىكند ، سخن قاضى ابوبكر باقلانى است كه درباره روايت راجع به تغيير دادن حجاج يازده حرف در مصاحف اهل عراق دارد . او مىگويد : « 4 » « روايت شده كه حجاج به عراق آمد و هيچ يك از اميران از لحاظ دقت در امر مصاحف مانند او نبودند و مردم در مصاحف خود چيزهايى را مىنوشتند ، از جمله نوشته بودند :
( الشيخ و الشيخة اذا زنيا فار جموهما البتة ) و نوشته بودند : ( ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربكم فى مواسم الحج ) و چيزهايى مانند اينها . حجاج دنبال حافظان و خطاطان بصره فرستاد و آنها را نزد خود گرد آورد و از آنها پنج نفر را به حضور پذيرفت كه عبارت بودند از : ابو العالية ( متوفى 90 و يا 96 ه ) و نصر بن عاصم الجحدرى « 5 » و ابن اصمع و مالك بن دينار ، آنگاه دستور داد مصحف عثمان را آوردند و آن در آن زمان نزد آل عثمان بود ، و
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 39 .
( 2 ) همان مصدر ، ص 87 .
( 3 ) همان مصدر ، ص 108 و بنگريد به : 176 ، 207 .
( 4 ) نكت الانتصار ، ص 396 .
( 5 ) شايد منظور ، عاصم جحدرى باشد كه در دو روايت ابن قتيبه و ابو الطيب آمده و از آخر همين روايت باقلانى همچنين فهميده مىشود .