تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
همان گونه كه حرف زاء از لحاظ ( جر و همس ) مقابل سين است همين طور مقابل صاد مهموسه صدايى از مخرج آن است كه با جهر خوانده مىشود و اين همان چيزى است كه گفته شد . ابن مجاهد از اين پديده به « فربه كردن صاد » ياد مىكند و آنجا كه دربارهء قرائتهاى مختلف در كلمه ( الصراط ) بحث مىكند ، مىگويد : « حمزه صاد را فربه مىكرد و ميان صاد و زاء تلفظ مىنمود و اين در كتابت ضبط نمىشود . » « 1 » و در كلمات ديگر صاد مهموسه به دال مجهوره متصل شده و صاد هم مجهور گرديده است و در كتابت عربى علامتى براى صاد مجهوره وجود ندارد چون آن يك حرف اصلى در لغت عربى نيست و بنابراين تلفظ اين كلمات با صاد مجهوره از موارد مخالفت با رسم است كه جايز مىباشد چون تأثير پذيرى حروف در اثر مجاورت پديده شناخته شده‌اى است كه احتياجى به تغيير علامت ندارد . مؤلف كتاب « المبانى » در مقدمه آن راجع به اين موضوع سخن زيبايى دارد به اين شرح « 2 » : عربها مىگويند : ( اهدنا الصراط ) و صاد را تشبيه به سين و آن را اشمام به زاء مىكنند و سين حمل به زاء مىشود . و گفته شده هيچ كدام از زاء و سين صورت صاد را تغيير نمىدهند همان گونه كه نون واقع قبل از باء در حالى كه نون ساكن باشد ، مانند ( من بعد و العنبر ) و مانند آنها ، در اين موارد ، صداى نون شبيه صداى ميم است ولى در خط استعمال ندارد و غلبه با نون است و همچنين است زاء و سين كه صاد ( الصراط ) را در خط تغيير نمىدهند همان گونه كه ميم در كلمه ( العنبر ) حرف نون را تغيير نمىدهد و شكل آن در خط دلالت بر اصل آن مىكند و صاد به نون شباهت پيدا كرده و به صورت مجهور خوانده مىشود همان گونه كه نون مجهور است .

ثانيا : وجوه مخالف رسم كه جايز است و به طبيعت رابطه قرائتها با رسم و طبيعت رسم عثمانى بر مىگردد

در كتابت عربى در زمان نسخه‌بردارى مصاحف عثمانى ميان حروفى كه علامتهاى مشابهى داشتند تشخيص داده نمىشد و همچنين علامتى براى حركتهاى كوتاه وجود
هامش
( 1 ) السبعه ، 106 و بنگريد به : 142 . ( 2 ) مقدمه كتاب المبانى ، ص 147 .