لذا در كلماتى كه در رسم عثمانى به صورت وصل به كلمه بعدى نوشته شده اجازه مقدارى از مخالفت با رسم داده مىشود زيرا كه اصل همان وقف بر سكون است . « 1 » و از اينجاست كه وقف قارى بر آخر كلمهاى كه با وصل نوشته شده او را مخير مىسازد ميان اينكه ملتزم به قاعده شود و وقف بر سكون كند كه گاهى مصادف با آن مىشود كه رسم كلمه با وصل از رسم آن با وقف مختلف است ، و ميان اينكه وقف بر كلمه كند و در عين حال اصل كتابت بر وصل را هم مراعات نمايد . مثلا در همزههاى مضموم آخر كلمه كه به صورت واو نوشته مىشود مانند : ( العلموا ، الضعفوا ، شركوا ، نشوا ، يعبوا ) گاهى قارى مجبور مىشود كه بر اين كلمات وقف كند . او خود را در ميان دو حالت مىيابد : يا اينكه به رسم ملتزم شود كه بناى آن بر وصل است ، و يا اينكه وقف بر سكون نمايد . حمزه وقتى بر حرفى وقف مىكرد همزهء آن را نمىخواند و مطابق كتابت وقف مىكرد . « 2 » و روش او با نام « تخفيف در رسم » مشهور است و منظور از آن اين است كه او در حالت وقف بر همزه ، از خط مصحف پيروى مىكرد . « 3 »
هاى سكت نيز مانند موارد قبلى است و آنهايى است كه به چند كلمه داخل مىشود تا حركت حرف قبل را آشكار كند و آن در قرآن در هفت مورد آمده است : ( يتسنه ، سلطنيه ، ماليه ، حسابيه ، ماهيه ، كتابيه ، اقتده . ) درباره اين پديده پيش از اين صحبت كرديم و تمام قراء در اين كلمات اگر وقف كنند به پيروى از خط مصحف وقف بر هاء مىكنند ، و اگر درج كنند ، ميان آنها اختلاف نظر وجود دارد ، حمزه در حال درج ، هاء را ساقط مىكند و كسايى در بعضى از موارد ساقط و در بعضى اثبات مىكند و قاريان ديگر هاء را ثابت مىكنند ، خواه در حال وصل باشد و خواه در حال وقف . « 4 » ابوبكر انبارى درباره اين هاء گفته است : كسى كه آن را در حال وقف اثبات و در حال وصل ساقط مىكند ، مىگويد :
هاى سكت داخل شده تا حركت حرف قبل آشكار شود و اينكه بدون هاء در آن وقف كنيم ، ناپسند بود ، چون فتحه ظاهر نمىشد وقتى هاء براى اظهار حركت در حال سكت
هامش
( 1 ) ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 120 .
( 2 ) ابو بكر انبارى : ج 1 ، ص 384 و بنگريد به : ابن الجزرى : النشر ، ج 1 ، ص 468 .
( 3 ) ابن الجزرى : النشر ، ج 1 ، ص 445 ، 459 و بنگريد به : دانى : جامع البيان ، برگ 156 ب .
( 4 ) ابن خالويه : اعراب ثلاثين سوره ، ص 164 .