تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧
است و اين موضوع در مسأله همزه متجلى مىشود . همزه در كلماتى مانند : ( أولئك ، سأوريكم ) با الف و واو و در كلماتى مانند ( بايى ، باييد ، مائه ، نبأى ، تلقاى ) و نظير آنها با الف و ياء نوشته شده است . شك نيست كه اين دو علامت در تلفظ فقط يك صدا دارند و قارى به علامت زايد توجهى نمىكند . و نيز از اين باب است الف زايدى كه بعد از واو آخر كلمه نوشته مىشود . اين علامت نيز معادلى در تلفظ ندارد و قارى بايد آن را نخواند . كتابت عربى در زمان نسخه‌بردارى مصاحف عثمانى حركات كوتاه و بعضى از حركات بلند بخصوص علامت فتحه بلند را نشان نمىداد و خواننده بايد با كمك گرفتن از حفظ و مطابق معمول تلفظ مىكرد تا صداى حركات كه در رسم نبود اظهار شود . بعضى از علماى رسم و قرائت ، با توجه به همين مطلب معتقد شده‌اند كه موافقت قرائت با خط مصحف گاهى حقيقى و گاهى فرضى است ، البته با صرف نظر از علامتهاى حركات كوتاه . جعبرى مىگويد : موافقت با مصاحف گاهى حقيقى است ، مانند قرائت ملك يوم الدين ( حمد 1 / 4 ) با قصر ، و گاهى تقديرى و فرضى است مانند قرائت همان كلمه با مد . و اين اختلاف ، اختلاف دو گانه بودن است كه در حكم موافق مىباشند ، يعنى از صحت يك وجه بطلان وجه ديگر لازم نمىآيد . گاهى هم اختلاف ، اختلاف تضاد و تناقض است ، يعنى از صحت يكى ، بطلان ديگرى لازم مىآيد . آنچه واقع شده از قبيل اختلاف نوع اول است و تحقيق مطلب به اين گونه است كه گاهى خط ، جهت تلفظ را نشان مىدهد ، در اين صورت مخالفت با آن مخالفت تناقض است و گاهى آن را نشان نمىدهد ، بلكه احتمال چند فرض را دارد . در اين صورت كسى كه عين آن را تلفظ كند موافق حقيقى است و اگر غير آن را تلفظ كند موافق تقديرى و فرضى است چون جهت متعدد است ، زيرا كه بدل در حكم عدم است و آنچه حذف شده در حكم ثابت است و آنچه وصل شده در حكم فصل است و آنچه فصل شده در حكم وصل است . و حاصل آن اين است كه گاهى يك حرف در رسم تبديل به حرفى ديگر مىشود و به اتفاق قاريان به همان صورت هم تلفظ مىگردد ، مانند :
اصْطَبِرْ
( مريم 20 / 65 ) و گاهى رسم مىشود ولى به اتفاق قاريان تلفظ نمىشود ، مانند : ( الصلاة ) و گاهى رسم مىشود ولى در تلفظ مورد اختلاف قرار مىگيرد ، مانند ( الغدوة ) و گاهى حرفى اضافه مىشود و به اتفاق قاريان تلفظ مىشود ، مانند :