مشهور پيروى كرد و نبايد در تلفظ در قيد كتابت بود . ابن المنادى كه سخن او را پيش از اين نيز نقل كرديم مىگويد : « در مكتوب چيزهايى وجود دارد كه نبايد آنها را قرائت كرد و حكم آنها اين است كه آنها به همان حالت خود در خط رها شوند و به قارئين اجازه داده شود كه مطابق رسم نخوانند . » « 1 » و ابن الجزرى گفته : « چه بسا مواردى كه در آنها با رسم و اصل مخالفت شده و اگر روايت آن قرائت صحيح باشد باكى بر آن نيست » « 2 » .
اين گونه مخالفت ميان رسم و قرائت جايز و مورد قبول است بلكه ضرورت اداى كلام منطوق با روش درست ، آن را حتمى مىسازد ، و به زيادت و نقصانى كه در رسم وجود دارد التفات نمىشود . زركشى گفته است : « در خط مصاحف چيزهايى است كه از قواعد علم خط و هجاء بيرون است ولى اين ضررى نمىرساند چون تلفظ مستقيم است و در حافظهها باقى مانده و پيروى از خط مصحف سنت است و مورد مخالفت قرار نمىگيرد » « 3 » .
از مثالهاى آن ، رسم علامت فتحه بلند به صورت واو در چندين كلمه است كه عبارتند از : ( الصلاة ، الزكوة ، الحيوة ، منوة ، مشكوة ، العدوة ، الربوا ) يا رسم فتحه بلند به صورت ياء در بسيارى از كلمات است مانند : ( رمى ، هدى ، يسعى ، يخشى ، الاعلى ، المرعى ، الذكرى ، موسى ، عيسى . . . ) اين كلمات با فتحه بلند تلفظ مىشود و به اينكه با واو يا ياء نوشته شده توجهى نمىشود . ممكن است چگونگى رسم همزه را هم از همين قبيل بدانيم چون همزه در مصحف مطابق لهجه كسانى نوشته شده كه آن را نمىخوانند و به جاى آن واو و ياء و الف نوشته شده است ، و براى همين است كه مىگوييم آنها كه همزه را تلفظ مىكنند در واقع حرفى را تلفظ مىكنند كه رسم بر آن دلالت ندارد و اين مطلب را پيش از اين به طور مفصل بيان كرديم و اينكه چگونه علامت همزه از يكى از آن حروف سه گانه و سر حرف عين تركيب يافت .
و نيز مانند همين مقوله است علامتهاى زايدى كه براى نشان دادن تلفظ قديمى است كه تلفظ و علامتهاى جديد جايگزين آن شده است ولى علامت قديم در كتابت ثابت مانده
هامش
( 1 ) دانى : المحكم ، ص 185 .
( 2 ) النشر ، ج 2 ، ص 141 .
( 3 ) البرهان ، ج 1 ، ص 172 .