ابو جعفر محمد بن جرير طبرى ( متوفى 310 ه ) كتابى به نام « الجامع » دارد كه در آن بسيت و چند قرائت را ذكر كرده است . « 1 »
اين بدان مفهوم نيست كه كتابها و رسالههايى در قرائت معين يا چند قرائت نوشته نشد ، بلكه روش عمومى اين بود كه به عدد معينى از قرائات مقيد نبودند ، و هر قرائتى كه نقل آن متعدد باشد و با خط مصحف و وجهى از قواعد عربى موافقت داشته باشد ، قرائت مقبولى بود كه نقل آن و قرائت آن صحيح بود . سالهاى پيش از عصر ابن مجاهد نه فقط شاهد تأليف كتابها درباره قرائتهاى صحيح و موافق با خط مصحف بود ، بلكه شاهد تأليف كتابهايى در قرائتهاى شاذ هم بود كه از بعضى صحابه نقل شده بود و در آنها كلمهاى به كلمهاى ديگر تبديل و يا كلمهاى اضافه شده و يا مانند آنها . هارون بن موسى العتكى الاعور ( متوفى قبل از 200 ه ) اولين كسى بود كه قرائتهاى شاذ را تتبع كرد و از سندهاى آن بحث نمود و مردم كارهاى او را ناپسند داشتند تا جايى كه اصمعى درباره او گفته : دوست داشتم او را به خاطر تأليف اين كتاب كتك بزنند . « 2 »
در پايان قرن سوم و اوايل قرن چهارم هجرى ، ابن مجاهد هفت قرائت از قاريان شهرها را كه با آنها معاصر نبود انتخاب كرد . آنها از كسانى بودند كه قرائت آنها مشهور شده بود و مردم قرآن را با آن قرائتها مىخواندند و تا عصر ابن مجاهد آن قرائتها را نقل مىكردند . او كتاب معروف خود را در قرائتهاى هفتگانه تأليف كرد و ابن مجاهد مشهور به علم و قرائت و سابقه طولانى در آن بود . ابن نديم مىگويد : « 3 » « آخرين كسى كه در عصر خود در بغداد رياست به او رسيد ابو بكر احمد بن موسى بن العباس بن مجاهد بود . او يگانه عصر خود و شخصيت بلا منازع بود و علاوه بر فضل و علم و ديانت و آشنايى با قرائات و علوم قرآن ، حسن ادب و ظرافت خلق و زيركى هم داشت . او در سال دويست و چهل و پنج متولد شد و در روز چهارشنبه يك شب از ماه شعبان مانده در سال سيصد و بيست و چهار از دنيا
هامش
( 1 ) همان مصدر . طبرى در تفسير خود ( ج 1 ، ص 148 ) گفته است كه وجوه اختلاف در قرائتها را در كتاب خود ( القراءات ) استقصا كرده است .
( 2 ) علم الدين سخاوى : جمال القرآء ، برگ 83 ب ، و بنگريد به : ابن الجزرى : غاية النّهاية ، ج 2 ، ص 348 .
( 3 ) الفهرست ، ص 31 .