غير از هفت قرائت انتخاب شده ، قرائتهاى ديگر از لحاظ سند و روايت در مرتبهء بالايى نيستند و از اينجا بود كه به قرائتهاى ديگر شاذّ گفته شد و اين معناى جديدى براى شذوذ بود و ابن مجاهد و شاگردانش اين فكر را تغذيه كردند و به گسترش آن پرداختند . خود ابن مجاهد كتابى تأليف كرده و در آن قرائتهاى شاذ را ذكر نموده و اين كتاب مورد استناد ابن جنى در كتاب « المحتسب » بود . « 1 » و ابو طاهر عبد الواحد بن عمر بن ابى هاشم ( متوفى 349 ه ) كتابى در « شواذ السبعه » نوشته « 2 » و ابو على فارسى كتابى در احتجاج بر قرائتهايى كه ابن مجاهد در كتاب « السبعه » آورده ، تأليف كرده است ، « 3 » سپس ابن جنى كتاب « المحتسب » را در احتجاج بر قرائتهايى كه ابن مجاهد در كتاب « القراءات الشاذ » آورده ، نوشته است .
وقتى ابن نديم ( متوفى 385 ه ) از قرائتها و قاريان سخن گفته ، نخست اخبار قراء سبعه و نامهاى راويان آنها و قرائتهايشان را ذكر كرده « 4 » و بعد از قاريان از قرائتهاى شاذ صحبت نموده « 5 » و قراء مشهورى را كه غير از قراء سبعه هستند ذكر كرده كه در ميان آنها پنج نفر از قراء مدينه هستند كه از جمله آنها شيبة بن نصاح و ابو جعفر مىباشند و چهار نفر از اهل بصره كه از جمله آنها عاصم جحدرى و عيسى بن عمر ثقفى و يعقوب حضرمى هستند . و از قراء كوفه چهار نفر و از قراء شام سه نفر و از قراء يمن يك نفر و از اهل بغداد خلف بن هشام را ذكر كرده است . اينكه ابن نديم اين قاريان را در زمره قاريان شاذّ ذكر كرده دليلى ندارد جز اينكه اينها از آن هفت نفرى نبودند كه ابن مجاهد انتخاب كرده بود ، با اينكه مىدانيم كه در ميان آنها كسانى هستند كه شيوخ بزرگ همين قراء سبعه و يا شاگردان خوب آنها هستند و ميان آنان جز در موارد اندك ، اختلافى نبوده است .
شاذ دانستن قرائتهايى كه بيرون از قرائتهاى هفتگانه است كه اساس آن را ابن مجاهد در كتاب بزرگ خود و در كتاب ديگرش درباره قرائتهاى شاذ پايه گذارى نمود ، طول نكشيد ،
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن جنى : المحتسب ، ج 1 ، ص 35 .
( 2 ) ابن نديم : ص 32 .
( 3 ) بنگريد به : الحجة ج 1 ص 3 .
( 4 ) الفهرست ، ص 29 - 28 .
( 5 ) همان مصدر ، ص 31 - 30 .