تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
كتابت مصاحف عثمانى و اجماع بر آن ، با قرائتهايى مخالف مىخواندند « 1 » و در اين دوره قرائتها به شخص معينى نسبت داده نمىشد و تعداد خاصى نداشت و هر قرائتى كه از نظر نقل ثابت مىشد و با مصاحف موافق بود ، قرآن با آن خوانده مىشد و روايت آن نيز جايز بود و پيشوايان پيشين قرائت اين مطلب را بيان كرده‌اند . ابو منصور ازهرى نقل مىكند كه « كسى كه با قرائت شاذى بخواند كه مخالف مصحف است و بدين‌گونه با جمله قاريان معروف مخالفت كند ، چنين شخصى كار درستى انجام نداده و اين عقيده تمام كسانى است معروف مخالفت كند ، چنين شخصى كار درستى انجام داده و اين عقيده تمام كسانى است كه در گذشته و حال در علوم قرآنى صاحب نظر هستند . همچنين ابو العباس نحوى و ابوبكر انبارى در كتابى كه راجع به پيروى از مصحف امام نوشته به اين مطلب اشاره مىكنند و ابو بكر بن مجاهد معلم قرائت اهل عراق و ديگران از افراد معتبر با او موافق هستند و از نظر من نيز جز آنچه آنها گفته‌اند ، جايز نيست » « 2 » . ازهرى ( متولد 282 و متوفى 370 ه ) با ابو بكر مجاهد و شاگردان او معاصر بود ، همانهايى كه قرائتهاى هفتگانه را كه ابن مجاهد از قراء مشهور شهرها در زمان خود انتخاب كرده بود ، از او نقل نمودند ، و مىبينيم كه ازهرى با اين سخن خود از موضع نسلهاى گذشته تا زمان خود خبر مىدهد كه آنها قرائت شاذ را چنين تعريف كرده‌اند كه آن قرائتى است كه با رسم مصحف مخالف باشد ، ولى اين معيار به دست شاگردان ابن مجاهد اندكى تغيير يافت . آنها قرائتهاى صحيح را در هفت قرائتى كه ابن مجاهد از ميان قرائتها انتخاب كرده بود ، منحصر كردند و غير آنها را قرائت شاذّ دانستند و آثار اين كار در موضعگيرى از علما نيز ظاهر گشت ولى تعريف قديمى شاذّ كه عبارت بود از قرائتى كه با خط مصحف مخالف باشد ، بار ديگر و بتدريج در سالهاى بعدى زنده شد . در عين حال تأليف ابن مجاهد كتاب بزرگ خود را درباره قرائتهاى هفتگانه نقطه تحولى در بررسى قرائتها و روايات آن و تغيير مفهوم شذوذ گرديد . پيش از او روايت و تأليف شامل تمام قرائتها و انتخابهاى قاريان مشهور مىشد ، ولى اقدام ابن مجاهد تلاشها را در همين قرائتهاى هفتگانه متمركز ساخت و بعدها سه نفر از قاريان نخستين بر آنها اضافه شد و بعضيها چهار نفر ديگر را اضافه كردند ،
هامش
( 1 ) ابن الجزرى : منجد المقرئين ، ص 21 . ( 2 ) تهذيب اللغة ، ج 5 ، ص 14 .