تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
به نظر مىرسد كه هيچ كدام از اين تأليفات به صورت كامل به دست ما نرسيده ولى خبرها و متنهايى از آنها به ما رسيده است . چيزى كه در اينجا براى ما اهميت دارد ، اين است كه روش تأليف آنها و عدد قرائتهايى را كه در آنها آمده بشناسيم ، چون مؤلفان اين كتابها آنچه را كه روايت كرده‌اند و يا از قرائتهاى ائمه معروف و انتخابهاى آنها شنيده ، در كتاب خود آورده‌اند ، آنها به تعداد قرائات و يا قرائت شخص معين ، مقيد نبوده‌اند . ابن الجزرى ذكر كرده كه ابو عبيد قاسم سلام در كتابى كه درباره قرائات تأليف كرده « 1 » به گمان من آنها را بيست و پنج قارى معرفى نموده است « 2 » . پيش از اين قطعه‌اى از كتاب ابو عبيد را آورديم كه در آن گفته است كه پيشوايان قرائت كه اهالى شهرهايشان بر آنها اجماع كرده‌اند و به ضبط و اتقان در قرائت شهرت يافته‌اند ، پانزده نفر يا اندكى بيشتر هستند . ابن قتيبه را كتابى در قرائات است « 3 » كه تعداد قرائتهايى را كه در آن ذكر كرده نمىدانيم ولى همو در كتاب « المعارف » اصحاب قرائات را بيست نفر دانسته است و شايد همين بيست نفر را در آن كتاب ذكر كرده كه در ميان آنها صاحبان چهارده قرائت غير از يعقوب و يزيدى و حسن بوده است . « 4 » و ابن الجزرى ذكر مىكند كه اسماعيل قاضى ( متوفى 282 ه ) در كتاب خود بيست قرائت را جمع كرده كه از جمله آنها هفت قرائت مشهور است . « 5 » و
هامش
به نوشته‌هاى جرجى زيدان در تاريخ علوم اسلامى به هيچ منبعى مراجعه نمىكنند و گفته‌هاى او را كه به صورت ظن گفته است حقيقت مسلمى مىدانند كه مخالف آن گمراه و دور از حق است . پيش از اين موضع دكتر حسن عون را ديديم كه اعتماد او بر معلومات جرجى زيدان ، او را درباره نقطه گذارى مصاحف و وضع حركات در كتابت عربى به چه خطاهايى انداخته بود و در همين بحث نيز دچار خطا مىشود و در صفحه 203 كتاب خود مىگويد : « اين قرائتها فقط با روايت نقل شده و تنها در قرن چهارم هجرى شكل علمى منظمى به خود گرفته است ؛ يعنى زمانى كه اولين كتاب در اين علم نوشته شد و آن كتاب الايضاح فى الوقف و الابتداء از محمد بن قاسم الانبارى در سال 328 هجرى است . او سپس در صفحه 204 كتاب خود مىگويد : مفهوم آن اين است كه علم قرائت از زمان خلافت عثمان شروع شد و به طور مشافهه ادامه يافت و تا قرن چهارم كتابى تدوين نشد ، شك ندارم كه منبع اين سخن جرجى زيدان است و در اين سخن ، خلط عبارت و جهل به حقايق به گونه‌اى است كه براى كسى كه كوچكترين اطلاعى از تاريخ و علوم قرآن دارد پوشيده نيست . ( 1 ) بنگريد به : ابن نديم : ص 71 و قفطى : ج 3 ، ص 22 و ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 142 . ( 2 ) النشر ، ج 1 ، ص 34 . ( 3 ) ابن نديم : ص 35 . ( 4 ) المعارف ، ص 232 - 230 . ( 5 ) النشر ، ج 1 ، ص 34 .