تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
مذهب ابن مقسم در قرائت تأليف كرده است همان گونه كه از نام آن پيداست . اين اقوال و موضعگيرىهايى كه بر شمرديم دلالت دارد بر اينكه قراء و دانشمندان علوم عربى همگى اجماع دارند كه قرائت قرآن با قياس و اجتهاد جايز نيست و بايد اولا به طور صحيح روايت شده باشد و ثانيا با خط مصحف مطابقت داشته باشد . در اينجا قضيه طرف ديگرى دارد و آن موضع برخى از علماى نحو در مقابل قرائتهايى است كه با قواعد آنها مطابق نيست كه آنها را به شذوذ ضعف قياسى متهم مىكنند . و اين موضعى است كه قراء آن را انكار مىكنند و به قائلين آن توجهى ندارند و حق با آنهاست ، زيرا اين قواعد كه نحويها آن را وضع كرده‌اند بعدها درست شده و براى يك هدف آموزشى صرف وضع گرديده كه شذوذ را نفى مىكند و كارى جز ذكر مثالهاى يكسان و مطّرد ندارد ، و قرائتها از لحاظ صحت و شذوذ هر چه باشند ، درست‌ترين تعبير از واقعيت عربى در دوره ظهور اسلام از جهت حروف و مفردات و تركيبها هستند . « 1 » بهترين جمله‌اى كه موضع قراء را در اين قضيه روشن مىسازد ، سخن ابو عمرو دانى در كتاب : « جامع البيان » مىباشد كه در آنجا وقتى از قرائت ابو عمرو بن علاء صحبت مىكند كه گويا او كلمه
بارِئِكُمْ
( بقره 2 / 54 ) را به جاى حركت اعراب با سكون مىخواند ، مىگويد « 2 » : « پيشوايان قرائت در هيچ حرفى از قرآن شايع بودن در لغت و قياسى بودن در عربيت را در نظر نمىگيرند ، بلكه به ثابت بودن از لحاظ نقل توجه دارند و قرائتى كه از نظر نقل و روايت درست باشد ، قياس عربى و شيوع لغوى نمىتواند آن را ردّ كند ، چون قرائت سنت است كه بايد از آن پيروى كرد و به آن روى آورد » . آنچه دانى گفته است موضع قراء در اين مسأله مىباشد و ابن الجزرى هم تصريح كرده كه « از محالات است كه چيزى در قرائت صحيح باشد ولى در قواعد عربى جايز نباشد ، ولى گاهى در قواعد عربى چيزى جايز است كه در قرائت صحيح نيست چون قرائت سنت
هامش
للقراء ، مىباشد . ( 1 ) بنگريد به : دكتر عبد الصبور شاهين : تاريخ القرآن ، ص 8 و القراءات القرآنيه از همو ، ص 7 . ( 2 ) جامع البيان ، برگ 171 أ .