در حضور قراء و فقها از او خواست كه توبه كند . او توبه كرد و توبه نامه خود را در همان مجلس نوشت و جمعى از حاضران با خط خود بر آن گواهى دادند . »
خطيب بغدادى از ابو طاهر بن ابى هاشم المقرى رفيق ابو بكر بن مجاهد ، كلامى نقل مىكند كه و يا در كتاب او به نام ( البيان ) آمده است . ابو طاهر در اين سخن عقيده ابن مقسم و اقدام ابو بكر بن مجاهد در باز داشتن او از بدعت خود را ذكر كرده و خطيب نقل مىكند ابو طاهر سخن بسيارى در اين باره در اول كتاب ( البيان ) گفته است و خطيب تفصيل مطلب را به آن كتاب احاله كرده است و از كلام ابو طاهر قسمتى را نقل كرده كه روش قراء را در انتخاب قرائت و پايه اين انتخابها براى ما روشن مىكند . از جمله گفتههاى ابو طاهر درباره ابن مقسم اين سخن است كه مىگويد : « 1 » « بر او شبههاى عارض شده كه فساد و تباهى آن بر هيچ صاحب عقل و هوشى صحيح پوشيده نيست » « 2 » زيرا كه او گفته است : وقتى خلف بن هشام و ابو عبيد و ابن سعدان حق دارند كه انتخاب كنند و اين كار براى آنها مباح است و ناپسند نيست ، بر من نيز مباح خواهد بود . البته اگر او هم در انتخاب خود روش آنها را پيش مىگرفت بر او نيز انتخاب قرائت مباح بود ، چون خلف حروفى را از قرائت حمزه ترك كرد ولى آنها را طبق قرائت نافع خواند ، و ابو عبيد و ابن سعدان نيز از قرائت پيشوايان قرائت در شهرها تجاوز نكردند ، و اگر اين غافل نيز روش آنها را داشت او نيز مىتوانست انتخاب كند و اين امر بر وى جايز بود و براى اين كار بر او عيب نمىگرفتند ، بلكه ايرادى كه بر او وارد است به خاطر شاذ بودن و جدايى قرائت او از پيشوايانى است كه قرائت آنها حجت است ، چه بر يك قرائت اجتماع كنند و چه اختلاف داشته باشند » .
به نظر مىرسد كه انكار نظريّه ابن مقسم كه قرائت را با هر وجهى كه از لحاظ قواعد عربى و موافقت با مصحف صحيح باشد جايز مىدانست هر چند كه روايت نشده باشد ، اجماعى بود و از طرف تمام مردم زمانش صورت گرفته است ، تا جايى كه ابن درستويه ( 346 ه ) كتابى نوشته به نام : « الرد على ابن مقسم فى اختياره » « 3 » و شايد او اين كتاب را در رد
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد ، ج 2 ، ص 208 و بنگريد به : ابو البركات الانبارى : ص 290 - 289 .
( 2 ) ابو البركات در همان مصدرى كه در پاورقى قبلى ذكر كرديم اين عبارت را چنين نقل كرده : ( فساد آن بر هيچ صاحب عقلى پوشيده نيست ) .
( 3 ) بنگريد به : ابن النديم : ص 63 و قفطى : ج 2 ، ص 114 . ابن نديم براى ابن درستويه كتاب ديگرى هم ذكر كرده و آن كتاب : « الاحتجاج