« در ميان آنان ابن محيصن از همه بيشتر به قواعد عربى آشنا بود . » « 1 » و ابن مجاهد درباره او مىگويد : « ابن محيصن قرائت را بر اساس قواعد عربى انتخاب مىكرد و به همين سبب از اجماع اهل شهر خود خارج شد و مردم از قرائت او دورى جستند و بر قرائت ابن كثير بر پيروان خود روى آوردند . » « 2 » عيسى بن عمر ثقفى نحوى بصرى ( متوفى 149 ) قرآن را بر عبد اللّه بن اسحاق الحضرمى و عاصم الجحدرى عرضه كرده و از ابن كثير و ابن محيصن روايت نموده است . او و در قرائت ، انتخابهايى بر اساس قواعد عربى داشت . « 3 » ابو عبيد درباره او گفته است : « عيسى بن عمر عالم به نحو بود ، جز اينكه او قرائت را بر اساس قواعد عربى انتخاب مىكرد كه با قرائت عمومى تفاوت داشت و مردم بر او ايراد مىگرفتند و او به نصب علاقه داشت و هر كجا كه ممكن بود منصوب مىخواند » « 4 » .
شايد روشنترين نمونه كه دلالت مىكند بر اينكه قرائت سنت است و بايد از روى روايت باشد و اگر نقل صحيحى نباشد جايى براى قياس و قواعد عربى نيست ، موضعگيرى قراء درباره نظر ابو بكر محمد بن الحسن بن مقسم العطار البغدادى ( متوفى 354 ) « 5 » باشد . او از همه مردم با نحو كوفىها بيشتر آشنايى داشت و با قرائتها نيز آشنا بود ، « 6 » ولى او گمان مىكرد كه هر چه در قرآن از نظر او با قواعد عربى مطابق باشد و با خط مصحف هم موافق باشد ، قرائت آن در نماز و غير نماز جايز است ، هر چند كه ريشهاى نداشته باشد « 7 » ( يعنى روايت نشده باشد ) . خطيب بغدادى درباره او مىگويد : « از چيزهايى كه بر او طعنه زدند ، اين بود كه او در حروفى از قرآن با اجماع مخالفت كرد و آن را طبق وجوهى خواند و ياد داد كه در نظر او در لغت عربى جايز است ، و اين نظريه او در ميان اهل علم منتشر شد و همه بر او انكار كردند و كار اين اختلاف نزد سلطان كشيده شد ، سلطان او را احضار كرد و
هامش
( 1 ) علم الدين سخاوى : جمال القراء ، برگ 150 أ و بنگريد به : ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 2 ، ص 167 .
( 2 ) ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 2 ، ص 167 .
( 3 ) همان مصدر ، ج 1 ، ص 613 .
( 4 ) علم الدين سخاوى : جمال القراء ، برگ 150 ب و ابن الجزرى : غاية النهايه ، ج 1 ، ص 613 .
( 5 ) مشهور در تاريخ درگذشت او همين است ولى ابن نديم تاريخ فوت او را سال 362 ه مىداند .
( 6 ) خطيب بغدادى : ج 2 ، ص 206 و ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 2 ، ص 124 .
( 7 ) ابو البركات الانبارى ، ص 289 ، و بنگريد به : ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 248 و ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 1 ، ص 17 و سيوطى :
بغية الوعاة ، ج 1 ، ص 89 .