سپس بر من آشكار شد كه اين عقيده ، خطاست و من از آن توبه مىكنم و خود را از آن دور مىسازم و از آن به خداوند تبرى مىكنم ، زيرا كه مصحف عثمان حق است و خلاف آن روا نمىباشد و قرائت غير آن جايز نيست . » « 1 » و ابوبكر انبارى كتابى در لزوم پيروى از مصحف امام تأليف كرده است « 2 » و شايد موضوع آن رد ابن شنبوذ و تأكيد بر وجود ترك قرائت مخالف با خط مصحف عثمانى باشد .
ثالثا : موافقت با قواعد عربى
قرآن كريم نازل شد در حالى كه عربها با لهجهاى كه آن را از گذشتگان به ارث برده بودند و راه و رسم آن را مىشناختند ، تكلم مىكردند . و مسلمانان نخستين قرآن كريم را كه بر پيامبر ( ص ) نازل شده بود با زبان خودشان شنيدند و نزول قرآن مطابق هفت حرف اين فرصت را به آنها داد كه هر كس نمىتوانست آن را مطابق يك حرف و لهجه تلاوت كند ، با لهجهاى كه مىتواند بخواند . اما گذشت سالها در قرن اول هجرى و قرنهاى بعدى و گسترش اسلام و پذيرش آن از طرف گروههاى مردم سبب شد كه بعضى از كسانى كه به موضوع لغت و سلامت آن مىانديشيدند ، به فكر تدوين قواعد لغت بيفتند و در اين راستا نخستين گام را ابو الاسود دئلى با نقطهگذارى مصاحف برداشت و شاگردانش كار او را دنبال كردند و اين ، تاريخى دارد كه مفصلتر از آن است كه در اينجا ذكر شود . و همين اقدام به بررسى و تحليل لغت وضع قواعد آن منتهى گرديد . چيزى كه در اين ميان قابل توجه است اين است كه تلاشهاى مزبور كه نماينده كامل آن كتاب سيبويه است ، به ذكر مثالهاى يكنواخت و همانند مىپردازد و هر چه را كه مخالف با آن باشد شاذّ قلمداد مىكند كه بايد حفظ گردد اما نبايد به آن قياس شود . و اين روشى بود كه هدف از آن آسان كردى تعليم لغت بود و براى اين هدف روش مناسبى بود ، ولى معيار قرار دادن قواعد مطّردى كه در كتب نحو مىبينيم ، براى بررسى خصوصيتهاى لغوى كه سابق بر تاريخ وضع اين قواعد هستند و به زمانى مربوط مىشوند كه مردم بدون تأثر از قواعد نحوى يا منطق لغوى وضع
هامش
( 1 ) الفهرست ، ص 32 .
( 2 ) بنگريد به : الازهرى : ج 5 ، ص 14 .