است كه نمىتوان قرآن را با آن قرائت خواند . البته موافقت مطلق با خط هم لازم نيست ، زيرا كه در تمام نگارشهاى ابجدى كاستيهايى در مطابقت خط با صداهاى لغت وجود دارد كه نمونه اين كاستى زايد بودن بعضى از حروف و يا ناقص بودن آن است . و به زودى در مبحث بعدى دربارهء آن مقدار از مخالفت با رسم كه جايز است سخن خواهيم گفت .
گفتيم كه مصاحف عثمانى بر اساس قرائت عمومى نوشته شده اما خالى بودن خط آن از علامتهاى حركات و تشخيص حروف مشابه ، باعث شده كه در اين رسم احتمال بيش از يك قرائت داده شود به گونهاى كه هجاى كلمه هم تغيير نيابد و لذا اهل هر شهرى آن قرائتى را كه از صحابه ساكن آن شهر دريافت نمودهاند و با خط مصحف موافق است ثبت كردهاند و آنچه را كه بيرون از خط مصاحف عثمانى بوده كنار گذاشتهاند و بدينگونه موافقت قرائت با خط ، ركن دوم از اركان قرائت صحيح مىباشد . « و قرّاء اجتماع كردهاند كه هر قرائتى كه مخالف مصحف باشد ترك كنند » « 1 » مانند بعضى از قرائتهاى كه از افرادى از صحابه نقل شده و با خط مصحف مخالف است .
ابو عبيد در كتاب « فضائل القرآن » فصلى دارد به نام « حروف زايدى كه در آنها با خط مصحف مخالفت شده است » « 2 » او در اين فصل بيش از صد روايت از قرائتهاى بعضى از صحابه و تابعين را كه بعضى از حروف آن خارج از خط مصحف است ، نقل كرده به صورتى كه گاهى كلمهاى در جاى كلمهاى ديگر واقع شده است ، مانند قرائت ابن مسعود :
( ان كانت الّا زقية واحدة ) . ابو عبيد گفته اين آيه در قرائت ما چنين است :
إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً
( يس 36 / 29 ) و مانند قرائت سعيد بن جبير : ( كالصوف المنفوش ) كه در مصحف عثمانى به اين صورت است :
كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ
( قارعه 101 / 5 ) و يا كلمهاى اضافه شده است ، مانند قرائت ابن عباس : ( ليس عليكم جناح ان تبتغوا فضلا من ربكم فى مواسم الحجّ ) با زيادت ( فى مواسم الحج ) و مانند قرائت حفصه و عايشه و ابن عباس :
( و الصلاة الوسطى صلاة العصر ) و مانند قرائت عثمان : ( يأخذ كل سفينة صالحة غصبا ) « 3 » .
هامش
( 1 ) ابو بكر الانبارى : ج 1 ، ص 282 .
( 2 ) بنگريد به : لوح 43 - 37 .
( 3 ) ابو حيان در ( البحر المحيط ، ج 7 ، ص 65 ) معتقد است كه هر چه مخالف با خط قرآن نقل شده در حقيقت تفسير است نه قرائتى كه با سواد مصحف مخالف باشد » و نيز بنگريد به . قرطبى : ج 1 ، ص 86 .