پس از نسخه بردارى مصاحف عثمانى و نشر آن در شهرها امت اسلامى بر ترك چنين قرائتهايى اجماع كردند ، قرائتهايى كه با مصحف مخالف بود ، خواه با تبديل كلمه يا زيادت كلمه يا تقديم و تأخير آن . ابن قتيبه وقتى درباره قرائتهاى جايز صحبت مىكند ، مىگويد : « 1 » « هر قرائتى كه با مصحف ما مطابق باشد و از رسم آن بيرون نباشد خواندن آن جايز است ولى اگر مخالف باشد نمىتوانيم با آن قرائت بخوانيم » .
معيار و ضابطه خط در رد قرائتهاى مخالف آن ، هم ميان علماى قرائت و هم ميان غير آنها پذيرفته شده است . فرّاء مىگويد : « 2 » « پيروى از مصحف اگر وجهى در كلام عرب داشته باشد و قرّاء آن را خوانده باشند نزد من بهتر از مخالفت آن است . » و درباره اين آيه :
إِنْ هذانِ لَساحِرانِ
( طه 20 / 63 ) گفته است : « ولى ما آن را مىپذيريم تا با كتاب مخالف نباشيم » « 3 » و عبد اللّه بن داود گفته است : « 4 » « ما قرآن را جزء جزء مطابق با مصحف عثمان كه اصحاب پيامبر بر آن اجتماع كردهاند ، نمىخوانيم و اگر كسى در نماز خود مخالف آن بخواند بايد نماز خود را اعاده كند . » و زجاج نيز قرائت مخالف با مصحف عثمانى را جايز نمىدانست ولى در عربى جايز مىدانست . « 5 » او هنگامى كه درباره اين آيه :
إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ
( آل عمران 3 / 140 ) صحبت مىكند ، مىگويد : « اگر بخوانى « يمسّكم » صحيح است ولى هرگز چنين مخوان چون با مصحف عثمانى مخالف است و قرائت سنت است . » « 6 » و درباره آيه :
مُلاقُوا رَبِّهِمْ
گفته : معناى آن ( ملاقون ربهم ) است ، سپس گفته : « ولى نمىتوان آن را در قرآن نوشت چون خلاف خط مصحف است و جايز نيست با چيزى كه در مصحف به صورت اجماعى آمده ، مخالفت نمود ، زيرا كه پيروى از مصحف پيروى از سنت است . » « 7 » و درباره آيه :
لا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ
( 2 / 83 ) گفته : قرائت هم با ياء است و هم با
هامش
( 1 ) ابوبكر انبارى : ج 1 ، ص 282 .
( 2 ) معانى القرآن ، ج 2 ، ص 293 ابن فارس نيز آن را نقل كرده ( ص 11 ) فراء اين مطلب را در چند مورد تكرار نموده است . بنگريد به : ج 2 ص 35 ، 65 .
( 3 ) معانى القرآن ، ج 2 ، ص 183 .
( 4 ) المصاحف ، ص 54 .
( 5 ) بنگريد به : كرمانى : ص 16 .
( 6 ) اعراب القرآن و معانيه ، ص 668 .
( 7 ) اعراب القرآن و معانيه ، ج 1 ، ص 93 .