آن مشغول بودند و به آن رغبت نشان مىدادند و مايل بودند و نه چيز ديگر . همچنين است اين نسبت كه گفته مىشود اين قارى و يا اين امام قرائت را از لغت چنين انتخاب كرده و آن را بر ديگرى ترجيح داده و بر آن مداومت كرده تا اينكه با آن مشهور شده و در اين قرائت به او مراجعه شده و از او اخذ گرديده است . براى همين است كه آن قرائت به او نسبت داده مىشود و نه به غير او از قاريان ديگر . و اين نسبت دادن نسبت انتخاب و مداومت و ملازمت است و نسبت اختراع و رأى و اجتهاد نيست .
موضوع انتخاب زياد طول نكشيد و پيشوايان قرائت ديدند كه انتخابها زياد شده و به حدى رسيده است كه به كوششهاى زياد احتياج پيدا كرده و چنان نظر دادند كه فعاليت خود را به ضبط روايت از پيشينيان اختصاص بدهند . و شايد بهترين كسى كه نماينده اين روش جديد است ، ابوبكر بن مجاهد ( متوفى 324 ه ) باشد ، شيخى كه ابن الجزرى درباره او گفته است : « معروفيت او به دور دستها رسيد و شهرت او بالا گرفت و بر همگنان خود در دين و حفظ و نيكى پيشى يافت و شهرت او بالا گرفت و كسى از شيوخ قرائت را نمىشناسم كه شاگردانش بيشتر از او باشد . » براى ابن مجاهد آسان بود كه قرائتى را انتخاب كند و شاگردانش آن را از او نقل كنند ولى اين كار را نكرد و وقتى از او خواستند كه اين كار را انجام بدهد او امتناع نمود به طورى كه شاگرد او ابو طاهر بن هاشم ( متوفى 349 ه ) چنين مىگويد : « مردى از ابن مجاهد پرسيد : چرا او براى خود قرائتى را انتخاب نمىكند كه به او نسبت داده شود ؟ گفت ما به حفظ ميراث گذشتگان از پيشوايان قرائت بيشتر نياز داريم تا خودمان قرائتى را انتخاب كنيم كه بعد از ما آن را بخوانند » .
اگر ابوبكر بن مجاهد از انتخاب قرائتى كه به او منسوب باشد امتناع كرد ، او در حفظ انتخابهاى پيشوايان قرائت كوشيد و از هر شهرى قرائت يك قارى را كه در حفظ و امانت مشهور بود انتخاب نمود و اهل آن شهر را به آن قرائت فرا خواند و از اين كار كتاب « السبعه » فراهم شد . اين كار ابن مجاهد تا امروز تأثير خود را در تاريخ قرائات گذارده است و ما به زودى به آن خواهيم پرداخت .
موضوع انتخاب قرائت ، بحث را به اينجا مىكشاند كه چه چيزهايى مىتواند مجوز اين باشد كه يك قارى ، قرائت معينى از قرائتهاى روايت شده از شيوخ خود را انتخاب كند ؟
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 575
مساهمون: غانم قدوري الحمد
ص٥٧٥